اون اول‌ها که تازه تصمیم به فرزندخواندگی گرفته بودیم،خیلی کلمه‌ها و تعریف‌ها بود که آزاردهنده و باعث ناراحتی بود برامون. یک روز نشستیم و اون کلمه‌ها رو دوباره معنی و تعریف کردیم برای خودمون. مثل پرورشگاه که معمولا کلمه‌ایی برای تحقیر بود مثلا بچه پرورشگاهی، یا حتی تهدید مامان‌وبابا‌ها هم‌ بود که اگه بچه‌ی بدی [...]
ادامه مطلب

می‌دونم خیلی وقتها ما از روی نداشتن آگاهی از یک موقعیت یک‌سری از کارها رو انجام می‌دیم پس روی سخنم با اطرافیان و همینطور والدین فرزندپذیر هستش. سوال‌هایی که سوال نیست یا اگه نپرسیم قشنگ‌تره: معمولا تا به فردی گفتیم قصد فرزندپذیری داریم پرسید چرا؟ یا گفت حالا انشاالله بچه‌ی خودتون. بچه‌دار نمی‌شید؟ ایراد از [...]
ادامه مطلب

"محفظه یا دریچه‌ی بچه"مکانی هستش که این امکان رو فراهم میکنه والدین زیستی که قصد دارند ناشناس باقی بمونند به جای اینکه فرزندشون رو در اماکن ناامن و پرخطر رها کنند که ممکنه هر اتفاقی برای بچه بیافته،از حمله‌ی حیوانات خیابونی گرفته تا گیرافتادن دست یک فرد ناشایست و خیلی خطرات دیگه،بچه رو داخل این [...]
ادامه مطلب

این بچه‌ها به اندازه‌ی بیشتر از کافی توی زندگی‌شون اتفاق بد و فاجعه داشته‌اند و به بیشتر از اون احتیاج ندارند. برای همین به آموزش و انتخاب خانواده‌ها خیلی دقت می‌شه و همه جای دنیا همینه.

ادامه مطلب

بعد از تموم شدن کلاس‌ها باید منتظر می‌موندیم تا اداره‌ی بهزیستی بهمون وقت بده برای تشکیل پرونده و این انتظار ممکن بود تا دو سال هم طول بکشه اما بعد از چند روز مشاور انجمن به ما زنگ زد و گفت که کارمند بهزیستی برای هفته‌ی دیگه براتون وقت گذاشته، عکس‌تون کار خودش رو کرد.

ادامه مطلب