2
با طرح دوباره قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست در روزهای پایانی شهریور ۱۳۹۲، موضوع ازدواج فرزندخوانده و سرپرست وی در صدر اخبار قرار گرفت. روزنامه اعتماد با توجه به طرح این موضوع در سطح جامعه درباره‌ی آن از برخی صاحب‌نظران سوال کرده است که در اینجا بازنشر شده است. این نوشته از پایگاه خبری خرداد نقل شده است.

اخلاقیات و عرف اجتماعی زیر سوال می‌رود
شهلامیر گلوبیات، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس

وقتی یک خانواده فرزندی را به فرزندخواندگی قبول می‌کند باید مثل فرزند واقعی به او نگاه کند. اگر چنین نگاهی وجود ندارد نمی‌تواند فرزندخوانده را به خوبی تربیت کرده و او را به عنوان یک فرد موثر و سازنده وارد جامعه کند. من مخالف ازدواج سرپرست با فرزندخوانده هستم و احساس می‌کنم که با چنین اتفاقی، ماهیت انسانی فرزندخواندگی تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. شاید از نظر شرع این اتفاق مورد ایراد نباشد اما از نظر اخلاقیات و عرف اجتماعی حتما زیر سوال خواهد بود.

با کاهش فرزند خواندگی مواجه خواهیم شد
عبدالرضا عزیزی، رییس کمیسیون اجتماعی مجلس

من مخالف ازدواج سرپرست خانواده با فرزندخوانده هستم. ماده ممنوعیت ازدواج با فرزندخوانده هم در لایحه حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست آمده است. این ماده از لایحه هم تفاوتی با فرزندخواندگی دختر و پسر قائل نشده و سرپرست اعم از مادر یا پدرخوانده مشمول ماده ۲۷ خواهد بود. به هر حال همچنان که سرپرست باید از تمکن مالی برای فرزندخواندگی برخوردار باشد، باید نسبت به اصول اخلاقی هم پایبند باشد. البته با اجرای این ماده از لایحه ما شاهد کاهش فرزندخواندگی خواهیم بود.

چطور ممکن است با فرزندخوانده‌مان رابطه زناشویی برقرار کنیم
محمدمهدی زاهدی اصل، استاد مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی

من حتی ورود قانون به این موضوع را جالب نمی‌بینم زیرا به طور کلی ما در نظام سرپرستی از ایتام و تمام کودکانی که به هر علت از سرپرستی موثر محروم هستند با چهار روش نگهداری در پرورشگاه، شبه خانواده، خانواده داوطلب یا فرزندخواندگی مواجه هستیم و فرزندخواندگی تعریف حقوقی دارد یعنی کودک تحت فرزندخواندگی به طور حقوقی و قانونی، فرزند پدر و مادر می‌شود و آنها به نام خود برای او شناسنامه می‌گیرند. فرزندخواندگی معمولادر سنین بسیار پایین انجام می‌شود و من موارد بسیاری را مشاهده کردم که فرزند پسر یا دختر حتی تا زمان ازدواج هم نمی‌دانسته که این پدرخوانده و مادرخوانده، والدین حقیقی او نیستند. حالا در چنین شرایطی چگونه قابل تصور است که این فرزندخوانده در نگاه پدر یا مادرخوانده جلوه زن یا شوهر آینده را داشته باشد؟ حتی طرح موضوع از نظر من سنگین است و از عجایب است که نمایندگان مجلس مشکلات مهم مردم را کنار گذاشته و به این موضوع پرداخته‌اند. آیا ازدواج فرزندخوانده با سرپرست می‌تواند مفهوم داشته باشد آن هم وقتی با فاصله سنی ۱۸ و ۲۰ و ۲۵ سال مواجهیم و تمام تحقیقات نشان داده که یکی از مهم‌ترین علل فروپاشی خانواده‌ها فاصله سنی زن و مرد است زیرا آنها درک مشترک از یکدیگر ندارند؟ حال در چنین شرایطی قانونی وضع می‌شود که ازدواج سرپرست با فرزندخوانده را منوط به اجازه دادگاه صالحه می‌کند. اصلا دادگاه صالحه نباید وارد این موضوع شود که پسر یا دختری که ۳۰ سال به عنوان فرزندخوانده با یک خانواده زندگی کرده و این سرپرست، تا دیروز جای پدر یا مادر او بوده حالابا او زندگی مشترک یا رابطه زناشویی داشته باشد. با وضع چنین قانونی، در واقع به این گونه ازدواج‌ها جنبه رسمیت می‌دهیم علاوه بر آنکه به علت مرکزیت تمام مسائل با محور مسائل جنسی، قبح پدری و مادری و روابط عاطفی هم فرو می ریزد.

دختر خوانده یی که هووی همسر می شود
عبدالرضا مصری، وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت نهم

من موافق تصویب ماده ۲۷ لایحه حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست هستم. ماهیت فرزندخواندگی این است که فردی که یک کودک را به فرزندخواندگی قبول می کند در واقع او را به سمت امید نسبت به یک محیط امن سوق می‌دهد. والدین هم به اتفاق هم در فرزندخواندگی و پذیرش فرزندخوانده سهیم هستند و دادگاه حضانت یک دختربچه را به مرد مجرد نمی‌دهد. حال اگر ازدواج سرپرست با این فرزندخوانده مجاز باشد و دخترخوانده در اصطلاح ما به هووی مادر تبدیل شود دیگر کسی به این دختر نگاه هم نخواهد کرد و آسیب جدی‌تر این است که فرزندخواندگی هم به ویژه درباره دختران متوقف می شود و خانواده‌ها به پذیرش فرزندخوانده پسر متمایل خواهند شد. اما حتی در این صورت هم این قبح اجتماعی شکسته می‌شود زیرا چه تضمینی وجود دارد که پسرخوانده روزی با مادرخوانده خود ازدواج نکند؟ باید بسیار مراقب باشیم که یک کار انسانی در آینده تبدیل به معضل اجتماعی نشود.

قانونگذار برای احتمالات نادر قانون وضع کرده است
شهلااعزازی، استاد جامعه‌شناسی

قانون‌گذار با وضع ماده ۲۷ به مسائلی فکر کرده که معمولابرای خانواده اتفاق نمی‌افتد. به گمان من فرزندخواندگی، زندگی با خانواده مثل یک خانواده واقعی است و باید با فرزندخوانده مثل فرزند واقعی رفتار شود در حالی که مجاز بودن یا منع ازدواج با فرزند خوانده، اساس فرزندخواندگی را هم زیر سوال می‌برد زیرا حالابا این تصور کودک را به فرزندی قبول می‌کنند که در آینده با او ازدواج کنند و بنابراین به او به چشم فرزند واقعی نگاه نخواهد شد. این چگونه ازدواجی است وقتی ما با فاصله سنی ۳۰ یا ۴۰ سال مواجهیم؟ البته قانون باید بسیاری از احتمالات را هم در نظر بگیرد اما احتمال ازدواج فرزندخوانده با سرپرست از موارد بسیار نادر است و فکر می‌کنم که وضع قانون حتی برای ممنوعیت این ازدواج می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد یعنی حالا مردان و زنان ما به این فکر باشند که پس ازدواج با فرزندخوانده هم با اجازه دادگاه مجاز خواهد بود. در حالی که به نظر من حتی وضع این قانون علاوه بر آن که می‌تواند به ضرر کودک باشد زیرا که پدر و مادر دیگر او را به چشم فرزند نمی‌بینند و رفتار تربیتی موثری با او نخواهند داشت بلکه زنان با قایل شدن محدودیت برای فرزندخوانده پسر می خواهند او را به عنوان شوهر آینده و مردان هم با قایل شدن محدودیت برای فرزندخوانده دختر او را به عنوان همسر آینده خود پرورش دهند.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۱ پاسخ

  • رها فوق لیسانس روانشناسی بالینی۲۲ مهر, ۱۳۹۲ در ۸:۱۶ ب.ظ

    سلام.به نظر بنده نمایندگان مجلس و مجلس باید به جای پرداختن به موارد زشت این چنینی به فکر حل مشکل و معضل جامعه باشند. چون وقتی کسی کودکی رو به فرزندخواندگی می‌گیره هدفش کمک به بچه‌ای که خواستار محبت وآرامش تو زندگی‌اشه نه اضافه کردن استرس واضطراب واسه بچه و ولی که توآینده نه چندان دور چی قراره سرش بیاد!! با این قانون ازدواج ولی با فرزندخوانده باید بی‌خیال درخواست سرپرستی بچه‌های معصوم و تنها از مراکز بهزیستی شد! واین لطمه‌ش به خود جامعه برمی‌گرده و انسانیت رو زیر سوال می‌بره.

    پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!