1779366_10152186276678491_1390936321_nمرتضی کریمی
جامعه‌شناس
این یادداشت در شفقنا منتشر شده است. بازنشر این نوشته با ویرایش صورت گرفته است. ویرایش با هدف تغییر شیوه نگارش متن از گزارش به مقاله انجام شده است.

قوانین مصوب در زمینه کودکان بی‌سرپرست باید با هدف تامین امنیت این افراد تنظیم شده باشد. در واقع شیوع انواع خشونت‌های جنسی، از بین بردن استقلال به دلیل عدم اراده کودک در انتخاب، به عنوان فرزندخوانده و همسر و سواستفاده‌های جنسی از آنها، می‌تواند اولین پیامد به اجرا درآوردن چنین قانونی باشد که لازم است مسئولان در این زمینه بازنگری‌های لازم را انجام داده و مصالح کودک و همچنین آسیب‌های روانی و اجتماعی آن را در نظر بگیرند.
اگر بخواهیم گذشته حقوقی این موضوع را بررسی کنیم باید گفت، تا به حال هیچ قانونی مبنی بر ممنوعیت ازدواج فرزندخوانده با سرپرست خود در کشور وجود نداشت در واقع حقوق‌دانان این قانون را به عنوانی قانونی متروکه یاد می‌کنند به طوری که افراد بر اساس عرف با فرزندخوانده خود ازدواج نمی‌کردند. اما تصویب قانون جدید به نوعی این مسئله را در جامعه فرهنگ‌سازی می‌کند که بالبتع بحث حقوقی این موضوع دارای چالش‌های فراوانی است که حقوق‌دانان باید در این زمینه اظهارنظر نمایند.
قانون ازدواج فرزندخوانده با سرپرست خود از دیدگاه اجتماعی به دو شیوه قابل تامل است. اگر این فرهنگ در جامعه پررنگ‌تر جلوه داده شود آن وقت این تصور ایجاد می‌شود که افرادی که توانایی مالی دارند می‌توانند به راحتی کودکی را به فرزندخواندگی خود قبول و در سن بلوغ جنسی یا بلوغ شخصیتی با او ازدواج کنند. در نتیجه نیت و انگیزه افراد برای پذیرش سرپرستی کودکان بی‌سرپرست در مقایسه با گذشته تغییر و یک انگیزه جنسی خواهد داشت که آسیب‌های اجتماعی ناشی از این مسئله به مراتب بیشتر از آسیب اجتماعی کودک بدون سرپرست و خانواده است.
بحث محرمیت و ارث نیز دو موضوع مورد چالش در فرزندخواندگی است. در دین اسلام بر خلاف بیشتر ادیان، وقتی والدین حضانت فرزندی را قبول می‌کنند محرم نیستد، مگر این که مادر از شیرخوارگی به آن فرزند شیر داده باشد. در غیر این صورت فرزندخوانده به سرپرست خود نه محرم است و نه از آنها ارث می‌برد. به همین دلیل افراد کمتر به دنبال فرزندخوانده می‌رفتند.
بحث ارث فرزندخوانده از دیدگاه عرف و در فضای فرهنگی جامعه ما با بخشیدن مقداری از اموال به کودکان حل می‌شود و چالش فقهی محرمیت نیز با خواندن صیغه محرمیت بین فرزند و پدر و مادر تا حدودی رفع و مشکلی در این زمینه به وجود نمی‌آید. البته صیغه محرمیت رایج در عرف ما همان صیغه نکاح محسوب می‌شود. اما خانواده‌ها هدف از این صیغه را رفع مشکل محرمیت بین فرزندخوانده و پدر و مادر محسوب می‌نمودند و منظور از آن صیغه نکاح به مفهوم رایج در عرف امروزی نبود.
قوانین مصوب در زمینه کودکان بی‌سرپرست باید با هدف تامین امنیت این افراد تنظیم شده باشد. قوانین باید به شکلی تنظیم شده باشد که افراد راحت‌تر از مراکزی مثل بهزیستی فرزند بگیرند و امنیت فرزند را افزایش دهند نه اینکه امنیت روحی و روانی آنان را پایین بیاورد.
از دیدگاه قانونی ازدواج دختر در ایران باید با اذن ولی او یعنی پدر صورت بگیرد حال در ازدواج فرزندخوانده با سرپرست به دلیل این که سرپرست هم در نقش ولی و هم در نقش همسر آینده قرار می‌گیرد در این صورت اذن فرزندخوانده نادیده گرفته می‌شود و سرپرست نظر خود را بر آنها تحمیل می‌کند که در این حالت امکان بروز انواع سواستفاده‌ها فراهم می‌شود و البته نکته‌ای که در قانون ازدواج فرزندخوانده با سرپرست مطرح است این ازدواج تنها ازدواج فرزندخوانده دختر را شامل نمی‌شود یعنی فرزندخوانده پسر نیز می‌تواند با مادر خود در آینده ازدواج کند.
با توجه به آمارهای رسمی و غیررسمی که منتشر می‌شود بیشتر طلاق‌ها در جامعه ما ناشی از مشکلات جنسی است که بخشی از این مشکلات ناشی از بی‌اطلاعی زوجین از روابط جنسی صحیح نشات می‌گیرد و بخشی دیگر مسئله روانی یک رابطه جنسی است. در ایران نگاه به رابطه جنسی مبتنی بر لذت نیست بلکه بیشتر روابط جنسی در قالب و چارچوب فرزند آوری شکل می‌گیرد و خانواده‌ها با این هدف، دست به ایجاد یک رابطه می‌زنند. به همین دلیل است که رضایت جنسی در بین افراد نابارور بسیار پایین است. با این شرایط و تفکر اگر کسی با فرزندخوانده خود ازدواج کند، مسائل روانی مانع از شکل‌گیری یک رابطه مبتنی بر دوست داشتن، علاقه، لذت و ارتباط عاطفی عمیق در آنها می‌شود.
علاوه بر این رفع نیازهای عاطفی در ازدواج‌ها نقش پررنگی دارد و بخش مهمی از سلامت جنسی افراد به احساس، دوست داشتن، عشق، علاقه و انس مربوط می‌شود ، در ازدواج با فرزندخوانده این امکان و یک رابطه مبتنی بر احساس بین آنها شکل نمی‌گیرد و فرد نمی‌تواند رابطه‌ای که سال‌ها یک رابطه فرزند و پدر مادری بوده است را در مدت زمان بسیار کوتاهی به رابطه همسری تغییر دهد. در نتیجه خود فرزندخوانده در این مسئله بیشترین آسیب روحی و روانی را می‌بیند و این قانون، کودک را در معرض انواع آسیب‌های جنسی قرار می‌دهد.
واقعا معلوم نیست مسئولان می‌خواهند به یک کودک بی‌سرپرست پدر یا مادر بدهند یا همسر آینده آنها را تامین کنند. در واقع باید دید یک کودک زیر ۵ سال یا بالاتر در این سنین به پدر و مادر نیاز دارد یا همسر، در واقع شیوع انواع خشونت‌های جنسی، از بین بردن استقلال به دلیل عدم اراده کودک در انتخاب به عنوان فرزندخوانده و همسر و سواستفاده‌های جنسی از آنها می‌تواند اولین پیامد به اجرا در آوردن چنین قانونی باشد که لازم است مسئولان در این زمینه بازنگری‌های لازم را انجام داده و مصالح کودک و همچنین آسیب‌های روانی و اجتماعی آن را در نظر بگیرند.
باید توجه داشت که وجود یک خانواده بد نمی‌تواند بهتر از خانواده نداشتن باشد. در واقع هویت و شخصیت یک بچه در خانواده شکل می‌گیرد و هرگز خانواده بد نمی‌تواند بهتر از بی‌خانوادگی باشد بنابراین در شرایط عادی و معمولی تربیت بچه در خانواده بسیار دشوار است به همین دلیل اکثر زوجین حاضر نیستند این مسئولیت سنگین را بپذیرند و بچه‌دار شوند، چه برسد به اینکه خانواده‌ای از همان ابتدا به کودک نگاه جنسیتی داشته باشد.
کشورهای دیگر به جای این مسائل و قوانین در خصوص فرزندخوانده، ابتدا شرایط گرفتن یک بچه برای خانواده‌ها را راحت‌تر می‌کنند و از طرف دیگر هم اگر کودک بی‌سرپرست تحت حمایت خانواده‌ای نباشد، تلاش می‌کنند با شرایط بهتر و مرفه‌تری توسط دولت‌ها نگهداری شوند و از دیدگاه ادیان دیگر هم فرزندخوانده برای سرپرست محرم محسوب می‌شود و والدین موظف هستند همان نگاهی را که در خصوص فرزند واقعی [زیستی] خود دارند، به فرزندخوانده داشته باشند.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!