1-e1380762897371
صبا آذرپیک

این نوشته در صفحه‌ی فیس‌بوک صبا آذرپیک (حذف یا دسترسی آن محدود شده است) منتشر شده است. با این که نوشته‌ی ایشان پر از اطلاعات نادرست است اما به این دلیل که بارها در فیس‌بوک به اشتراک گذاشته شده است و بسیاری از موافقان قانون اخیر که ازدواج فرزندخوانده و سرپرست را منوط به مجوز دادگاه کرده است، به آن استناد کرده‌اند، در اینجا بازنشر شده است.
اگر بخواهیم به خطاهای بسیار این نوشته اشاره کنیم از متن اصلی طولانی‌تر می‌شود. برای مثال به برخی از آنها اشاره می‌شود. این لایحه در مجلس هفتم طرح نشد و برای اولین بار در مجلس هشتم اعلام وصول و طرح شد. مسکوت ماندن آن نیز به شجاعت یا بزدلی نمایندگان ربطی نداشت و به دلیل نظر شورای نگهبان برای استیذان از رهبری به عنوان ولی کودکان بی‌سرپرست مسکوت ماند و تا گرفتن این اذن کار به مجلس نهم کشید. کمیسیون اجتماعی مجلس به عنوان کمیسیون اصلی خواستار حذف پیشنهاد دولت در یکی از مواد لایحه مبنی بر منوط کردن ازدواج سرپرست و فرزندخوانده به دلیل قبح اخلاقی و نادر بودن آن شد. با پیشنهاد نماینده همدان تبصره‌ای به ماده ۲۷ اضافه شد که ازدواج بین سرپرست و فرزندخوانده را قبل و بعد از حضانت ممنوع می‌کند. اما شورای نگهبان به آن ایراد گرفت و مجلس برای رفع این ایراد در اسفند ۱۳۹۱ این تبصره را به شکل امروز آن در آورد. شورای نگهبان هم در اسفند همان سال ایرادهای دیگری بر مصوبه مجلس گرفت. اما با این تبصره مشکلی نداشت. بنابراین در طرح دوباره این قانون در اردیبهشت و شهریور ۱۳۹۲ این تبصره مطرح نبود که کمیسیون قضایی نظری بدهد یا بحثی درباره آن بکند. متاسفانه خان آذرپیک که نوشته‌اش بیشتر به داستانی تخیلی شباهت دارد، دیگران را به بی‌اطلاعی و تحریف تاریخ متهم می‌کند، حال آن که در بهترین حالت می‌توان نوشته‌ی او را کاملن نادرست دانست.

این ایده ناشی از یک آسیب‌شناسی بود که اول بار در مجلس هفتم انجام شد. اون زمان اعضای کمیسیون قضایی و حقوقی در لوای‌‌ همان لایحه خانواده مطرحش کردند. آسیب اصلی این بود که در بسیاری از شهرستان‌ها پدر‌ها با فرزندخوانده چنین می‌کنند و چیزی جلودار رسومشان نیست. قرار شد در لوای قانون حمایت از خانواده برای این هم ماده‌ای بیاید. مشکلی که مطرح شد این بود که اگر چنین ماده‌ای را در آن بگنجانیم به خاطر مسائل شرعی رد می‌شود و در ‌‌نهایت مسکوت ماند و در مجلس هشتم هم از ترس جنجال‌ها و درافتادن با علمای قم مسکوت گذاشته شد و ماند برای مجلس نهم. در مجلس نهم واقعا هم روی موضوع کار جدی شد.

در مجلس و کمیسیون قضایی به خاطر تجربه‌ای که از مجلس هشتم در مورد قانون مجازات کشوری وجود داشت (بسیاری از شما متن اولیه این قانون را ندیدید. نه از سنگسار خبری بود نه از بسیاری از مواد مشکل‌دار دیگر. متنی که قانون شده بود تایید شورای نگهبان جمهوری اسلامی را داشت در یک اقدام نادر به دلیل اعتراض قم به مجلس برگشت در حالی که قانون بود و لازم الاجرا)
در مورد این لایحه هم دقیقا داستان مشابه شد؛ دقیقا داستان تکرار شد. مجلس نهم لایحه‌ای را در دست گرفت که هفتمی‌ها از هراس، نیمه کاره ر‌هایش کرده بودند در متن اولیه نوشتند که ازدواح فرزند خوانده با سرپرست ممنوع است. شورای نگهبان هم به همین ممنوعیت کامل مایل بود اما می‌دانستند‌‌ همان داستان تکرار می‌شود. چاره‌اندیشی این می‌شود که می‌گویند ممنوع است مگر به اجازه دادگاه و سازمان بهزیستی. بحث زیادی می‌شود به این نتیجه می‌رسند که ما در آیین نامه طوری دست دادگاه و بهزیستی را می‌بندیم که عملا‌‌ همان ممنوعیت تام اجرا شود.
در جلسه کمیسیون قضایی در مورد اینکه ایا در برخی شهرستان‌ها ممکن است دادگاه جدی برخورد نکند و سازمان هم برایش علی السویه باشد و این ازدواج‌ها باز هم رخ دهد؛ بحث شد که قانون بد بهتر از نبودنش هست اگر این سد را هم نگذاریم آن پدرخوانده راحت‌تر این کار را می‌کند. بعد بحث می‌شود که در برخی روستا‌ها اصلا سازمان بهزیستی روحش هم خبر ندارد یکی از خیرهای روستا سرپرست سه بچه را می‌گیرد و بعد یا یکی از دختر‌ها ازدواج می‌کند. باز در این مورد هم قرار می‌شود که هر نوع حضانتی از این پس بدون روند قانونی امکان پذیر نباشد، تا این طریق هم قانون دور نخورد.
واقعیت این است؛ یک معضل وجود داشت که شاید من و شما برایمان پررنگ نشده بود اما به هر حال بود؛ اقایان مجلس هم باید حلش می‌کردند؛ شرع مانع بود؛ در نهایت این شد راه حل بینابینی.
این که بگوییم اگر قانون نمی‌امد هم کسی عقلش به ازدواج با فرزندخوانده‌اش نمی‌رسید اشتباه است. این طرح ناشی از نیاز بود نیاز از روی نبود قانون و باز بودن دستان آن‌هایی که از همین سکوت قانون تا الان طبق رسومشان همین رفتار را کرده بودند. ساعت‌ها کار کار‌شناسی پشتش بود، درست هست که مجلس اصولگراست و برخی کم تخصص؛ اما این‌ها که در کمیسیون قضایی نشستند اگر بخواهند هم نمی‌توانند از روی «هوا و هوس» تصمیم بگیرند.
بیاییم منطقی صحبت کنیم. نمی‌توانیم که تاریخ را تحریف کنیم. صد البته وظیفه خبرنگار مجلس است که در این چند روز با زرنگی مشروح مذاکرات جلسه کمیسیون قضایی را منتشر می‌کرد تا مردم بدانند چه رخ داده، که نکردند و فضا باز شد برای استاتوس‌های استهزا کننده چند خطی ؛ که البته افکار عمومی بی خبر از چند و چون ماجرا شاید حق داشت،در موضع گیری چنین کند
به هر حال خانم و اقای افکار عمومی ، دوست فعال مدنی و رفیق خبرنگار؛ نه قرار است بیهوده به هر قانونی که به مذاقمان خوش نمی‌آید فحش بدهیم و نه قرار است بی‌دلیل از کار مجلس دفاع کنیم. باید حقیقت را بدانیم تا قضاوت کنیم
در این چند روز تقریبا سکوت کردم و فقط در چت به برخی دوستان توضیح کامل با بیشترین جزئیات را در مورد لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان دادم. دیگر ببخشید در شرایطی که روزنامه‌ای برای نوشتنش نیست همین فیس‌بوک را تبدیل به رسانه کردم برای اطلاع مخاطبان

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۲ پاسخ

  • فرهاد فرهمندمهر۷ خرداد, ۱۳۹۳ در ۷:۱۳ ب.ظ

    اوه اوه! چه همه اشتباهات فاحش! حالا چه فرقی می کند کدام مجلس آن را مسکوت گذاشته یا بررسی کرده؟! مسخره کردید خودتان را؟! با بازداشت غیر محترمانه و خشونت آمیز این جوان بیداردل سازش ناپذیر، رسانه های بزدل و وابسته ای مثل شما که تنها هنرشان “ملانقطی بودن” است، اگر یک جو غیرت و وجدان شغلی برایتان مانده باشد، باید سرتان را بکنید زیر خروارها خاک سیاه و لجن!

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۹ خرداد, ۱۳۹۳ در ۷:۴۲ ق.ظ

      این مطلب قبل از دستگیری ایشان نوشته شده است و از دستگیری ایشان متاسفم. در ضمن باید این نکته را همیشه مد نظر داشته باشیم که نقاط مثبت یک نفر دلیل نمی‌شود که اشتباه‌های وی را بیان نکنیم. متاسفانه این گزارش فقط همین یک غلط را ندارد. هر چند همین موضوع هم مهم است چون بی‌اطلاعی وی را می‌رساند. کمیسیونی که از آن بحث می‌کند اصلن وارد این بحث نشده است. تاریخ‌هایی که عنوان می‌کند و به نوعی متن را نوشته است که گویی در جلسه‌ها حضور داشته است، جلسه‌ای در این باره تشکیل نشده است.
      این نوع نوشتن‌ها در مطبوعات ایران زیاد رخ می‌دهد. شما هم که چون خانم آذرپیک دستگیر شده‌اند نامش را جستجو کرده‌اید و به این سایت گمنام هدایت شده‌اید، بهتر است جای دیگری را برای فحاشی بیابید. من شغلم روزنامه‌نگاری و تعریف از این و آن به دلیل دستگیر شدن نیست. هدفم از این سایت آگاهی‌بخشی درباره‌ی فرزندخواندگی و تغییر تدریجی نگرش منفی جامعه نسبت به آن است. از این منظر خانم صبا آذرپیک – که امیدوارم زودتر از بند رهایی یابند – آنچه درباره‌ی قانون اخیر و تبصره ماده ۲۶ آن نوشته‌اند کاملن کذب است و باید نقد شود. حالا ایشان مبارزی نستوه و بدون خطا هم باشد در اینجا اشتباه کرده‌اند.

      پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!