809792کسانی که کودکی را به فرزندی گرفته‌اند، بارها تعبیر «فرزند واقعی» به گوش‌شان خورده است. به گونه‌ای از فرزند واقعی می‌گویند که گویی در مقابلش فرزندانی «غیرواقعی» وجود دارند. فرزند غیرواقعی به چه معناست؟ آیا فرزندی وجود ندارد و ما خیال برمان داشته است که کودکی در خانه‌ی ما زندگی می‌کند. مسلمن این طور نیست و صدای او همه جای خانه شنیده می‌شود.
تعبیر «فرزند واقعی» رابطه‌ی فرزند و پدر و مادرش را به رابطه‌ای زیستی فرومی‌کاهد. از نظر این افراد، فرزند واقعن فرزند کسی است که اسپرم یا تخمک ایجادکننده‌اش به وی تعلق دارد. اما آیا ارتباط زیستی کودک و پدر و مادرش آن قدر در این رابطه اهمیت دارد که بگوییم رابطه‌ای که معیار زیستی در آن نیست، «غیرواقعی» است. برای پاسخ، خودتان را در شرایط زیر تصور کنید.
شما از رابطه‌ی خودتان با پدر و مادرتان، همه چیز به خاطر دارید جز رابطه‌ی زیستی. شاید چند تصویر از حاملگی مادرتان یا تصاویر سونوگرافی و چند کاغذ گواهی‌دهنده ارتباط زیستی شما با مادرتان. این‌ها تمامی ارتباط زیستی شما با پدر و مادرتان است. اما سیلی از خاطرات، شادی، غم، دوست داشتن‌ها، بغل کردن‌ها و هزاران اتفاق ریز و درشت دیگری دارید که همه «واقعی» هستند. با خودتان رو راست باشید، کدام یک برای شما واقعی‌تر اس؛ تصویر سونوگرافی و ارتباط ژنتیکی گواهی شده‌ی پزشک یا نگرانی‌ها و کیف کردن‌های پدر و مادرتان از بودن با شما. اگر امروز ناگهان متوجه شوید که رابطه‌ی زیستی بین شما و پدر و مادرتان برقرار نیست، ناگهان همه چیز دود می‌شود و به هوا می‌رود.
یادمان باشد همه فرزندها واقعی هستند. اگر خیلی نگران این هستید که میان فرزندانی که ارتباط ژنتیکی با پدر و مادرشان دارند و آنها که ندارند، تفاوت قایل شوید؛ بهتر است از واژه «فرزند بیولوژیک» برای کودکان که رابطه‌ی ژنتیکی با پدر و مادرشان دارند، استفاده کنید و بگذارید همه بچه‌ها واقعی باشند.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۱۷ پاسخ

  • روزبه۵ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

    اول این رو بگم که من تعبیر بچه‌ی واقعی و پدر و مادر واقعی (در اشاره به بیولوژیک) رو جزو ناخوشایندترین تعبیرها طبقه‌بندی می‌کنم. در عین حال فکر می‌کنم که شاید کسی که از این تعبیر استفاده می‌کنه، الزامن قصد بدی نداره و مشکل بیش‌تر از محدود بودن دایره‌ی لغت‌ها ناشی می‌شه.

    ما تا به الان خیلی سعی کرده‌ایم که در حلقه‌ی دوستان استفاده از عبارت «بیولوژیک» رو جا بندازیم. گویا کمی نامانوسه و خیلی‌ها زود فراموش می‌کنن و در مواردی پیش اومده که پرسیده باشن «پدر و مادر اولش رو چی صدا می‌کردین؟». خیلی دوست داشتم که یک عبارت راحت و مانوس فارسی وجود داشت؛ در اون صورت احتمال داشت که جا انداختن این موضوع ساده‌تر باشه.

    به هر حال، به نظرم به‌ترین راه همین استفاده‌ی زیاد و به‌جا از عبارت «بیولوژیک» (یا هر عبارت مناسب دیگه) باشه که مفهوم رو به مرور زمان جا بندازه.

    پاسخ
    • admin۵ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۳:۳۸ ب.ظ

      درسته كه تعبير پدر و مادر بيولوژيك كمي نامانوس است اما كاربرد پدر و مادر واقعي هم محدود است و تنها براي فرزندپذير به كار مي‌رود. خب آن موقع از واژه سخت‌تر استفاده كنيم. در زبان انگليسي هم از birth parent استفاده مي‌شود كه هم نامانوس و هم دشوار است. راه‌حل همان استفاده مكرر است. من چند روز پيش در بهزيستي اين واژه را به كار بردم و هيچ كس با تعجب نگاه نكرد و راحت با آن ارتباط برقرار كرد.

      پاسخ
  • یک فرزندخوانده۲۹ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۳:۵۶ ب.ظ

    من یک فرزند خوانده ام و ارزوم دیدن مادر واقعیمه.من خودم یه مادرم و میدونم حس مادری چیه.واسه همین دوست دارم پیداش کنم و ازش بپرسم که چه انگیزه ای داشته که از جگرگوشش دل کنده.
    هرچند که تو خانواده خیلی خیلی خوبی بزرگ شدم اما از روزی که فهمیدم یه فرزندخوانده ام دلم خواسته تا بدونم پدرو مادرم کی بودن.کجایی بودن؟چون هویت الانم یه هویت جعلیه و این خیلی آزارم میده.

    پاسخ
    • مدير سايت۳۰ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۴:۴۳ ب.ظ

      از نظر من مادر واقعي شما همان زني است كه دوست‌تون داشته و شما را بزرگ كرده است و جگرگوشه‌اش هستيد. اين كه مشتاق ديدن مادر بيولوژيك خودتان هستيد، طبيعي است. هويت شما اصلن هم جعلي نيست. يك هويت واقعي است، كلي خاطره، دوست داشتن، دعوا كردن و چيزهاي ديگه داري كه هويت تو را شكل داده است. پدر و مادر بودن فرايندي فرهنگي و اجتماعي است نه صرفن زيستي. اتفاقن اين سايت براي همين ايجاد شده است كه اين حس جعلي بودن هويت فرزند غيربيولوژيك را زير سوال ببرد. آن خانواده‌ي خيلي خوب پدر و مادر شما هستند، همان كارهايي را كرده‌اند كه پدر و مادر بيولوژيك انجام مي‌دهند. همان حس‌ها و دوست داشتن‌ها را دارند.

      پاسخ
    • مدير سايت۱ خرداد, ۱۳۹۲ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

      خوشحال مي‌شوم كه در پاسخ سوال‌هاي روزبه يا هر شكل ديگري كه خودت مي‌پسندي، تجربه‌ات را بنويسي و اينجا منتشر شود. اين تجربه هم به خودت و كساني چون تو كمك مي‌كند و هم به من و كساني كه فرزندي را پذيرفته‌اند. وقتي تو هويت خود را جعلي بداني، معنايش اين است كه پدر و مادرت از نگاه تو جعلي هستند. اگر من جاي آنها باشم، اين موضوع خيلي آزارم مي‌دهد و تجربه‌ي تو به من و امثال من كمك مي‌كند، بفهميم چه كنيم كه فرزندمان احساس هويت واقعي داشته باشد و در عين حال بخواهد كه پدر و مادر بيولوژيك خود را هم ببيند.

      پاسخ
  • روزبه دانشور۳۱ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۹:۳۱ ب.ظ

    به یک فرزندخوانده: اتفاقن حضور شما فرصت بزرگیه برای کسانی که این وب سایت رو می خونن. شاید اطلاعات شما بتونه به تر کمک کنه که ما خوانندگان به تر بتونیم شرایط شما رو در کنیم. من نمونه های زیادی دیده ام که در عین حال که دوست داشتن که پدر و مادر بیولوژیکی شون رو ببینن (و همون طور که مدیر سایت هم گفتن کاملن طبیعیه)، در عین حال هویت خودشون رو جعلی نمی دونستن و اونی که بودن رو خیلی خوب پذیرفته بودن. برای مثال، ظاهرن شما از یک تاریخ مشخص به بعد متوجه شدین که فرزندخوانده هستین. اگر بتونین در این مورد بیش تر توضیح بدین، کمک بزرگی به پدر و مادرهاست. مثلن این که کی متوجه شدین و چرا زودتر (یا حتا چرا از همون اول که به فرزندی گرفته شدین) بهتون نگفتن؟ نگرش خانواده تون نسبت به قضیه ی فرزندخواندگی تون چه تاثیری در برداشت فعلی شما داشته؟ فکر می کنین جا داشت که پدر و مادرتون با این موضوع راحت تر باشن و شاید با افتخار بیش تری از همون اول، به صورت مداوم، این موضوع رو به شما یادآوری می کردن؟

    پاسخ
  • قرزند خوانده بدبخت۱۲ آذر, ۱۳۹۲ در ۸:۴۳ ب.ظ

    من یه فرزند خوانده بدبخت هستم در خانواده ای بزرگ شدم که روحم آزرده شده تا جائی که بهم حرامزاده هم گفتن نگاههاشون رفتارهاشون از بچگی داغونم کرده و اکنون هم بعد از مردن پدرخوانده خواهر وبرادرش میخوان منو از ارث محروم کنن خدایا به کدامین گناه منو به این خانواده قسمت کردی ؟آه ….

    پاسخ
    • مدير سايت۱۲ آذر, ۱۳۹۲ در ۹:۳۱ ب.ظ

      متاسفم. هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونم بگم. اگر حوصله کنی و بخش‌هایی از زندگی‌ات را بنویسی تا اینجا به اشتراک بگذاریم، برای پدر و مادرها و دیگران خیلی مفید است. به ما کمک می‌کند تا بدانیم که رفتارهایی که به نظرمان اشتباه نیست یا حداکثر اشتباهی کوچک است چه نتایج خواهد داشت. می‌دانم نوشتن در این باره سخت است.

      پاسخ
    • شمیم۱۸ آذر, ۱۳۹۲ در ۹:۳۸ ب.ظ

      می خوام بگم هر آدمی می تونه احساس بدبختی کنی و این ربطی به فرزندخونده بودن یا نبودن نداره .
      والدین شما رو نمی شناسیم و نمی تونیم راجع بهشون قضاوت کنیم ولی دوست داریم بدونیم چه رفتارهایی داشته اند که باعث شده خانواده شون شما رو از خودشون ندونن یا اینکه شما از ورود و پیوستنتون به این فامیل ناراحت هستید . اگرچه شاید نوشتن دردی از شما دوا نکنه ولی برای ما مادر خوانده ها و پدرخوانده ها می تونه راهگشا باشه تا یه فرزند خونده ی دیگه بعد از چندین سال احساس شما رو پیدا نکنه . پس به یکی مثل خودتون کمک کنید تا خوشبخت زندگی کنه .

      پاسخ
  • صفورا۲۸ تیر, ۱۳۹۵ در ۲:۲۵ ق.ظ

    سلام آقا یا خانم مدیر سایت من یه فرزند واقعی هستم
    ممنونم از اینکه کلمات آزار دهنده ی رایج در فرهنگ ما رو اینطور تعریف کردین. من همیشه وقتی کسی از کلمه پدر مادر واقعی و مادرخوانده یا پدر خوانده استفاده میکرد واسم بهش میگفتم پدر مادر واقعی من کسایی هستن که تا صبح بالا سرم بیدار بودن بزرگم کردن مدرسه بردنم باهم خندیدیم گریه کردیم تلخ و شیرین اما اگر منظورتون کسانی هستند که با اونها پیوند ژینتیکی دارم باید بگم اونا پدر مادر بیولوژیکن نه واقعی !
    واقعی یعنی مامانی که از چشمام حالمو میفهمه و بابایی که از خنده هام دنیاش صورتی میشه …!
    خیلی عذاب مکشم وقتی حتی روانشناس هم از کلمات غلط اینچنینی استفاده میکنن ممنونم مدیر سایت عزیر

    پاسخ
    • مدير سايت۲۸ تیر, ۱۳۹۵ در ۱۱:۳۹ ق.ظ

      خوشحالم که سایت توانسته است نظر شما را جلب کند و امیدوارم که بتوانیم از تجربه شما برای بهبود آن استفاده کنیم.

      پاسخ
  • صفورا۲۸ تیر, ۱۳۹۵ در ۲:۳۹ ق.ظ

    دقت کردم دیدم آقا هستید یه سوال دارم شما خودتون هم فرزند خوانده هستید یا فرزند پذیر؟شاید هم هیچ کدوم چرا به این مبحث پرداختید … من حاضرم در مورد هر موضوعی که علاقه مند باشید در مورد احساساتم قبل ازفهمیدن موضوع فرزندخواندگی و بعدش از شرایط روحی و درونی خودم برادرم واستون بگم یا هر کدوم از پدر و مادرهای عزیز که سوالی دارن بهشون کمک کنم چون قطعا واکنش هر بچه ای بنا به شرایط روحی اش و اکتسابیش با بچه دیگه فرق داره اما همه ما تویه یه حسایی یه درد های مشترکی داریم …

    پاسخ
    • مدير سايت۲۸ تیر, ۱۳۹۵ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

      حتمن از تجربه‌های شما خواهیم آموخت. از این که شما چگونه از فرزندخواندگی خودتان مطلغ شدید، چه حسی داشتید و چه واکنشی نشان دادید. از دردهای مشترکی که به آن اشاره کرده‌اید بنویسید و برای سایت بفرستید تا با نشر آن خانواده‌های فرزندپذیر و فرزندان‌شان از تجربه شما یاد بگیرند. برای ارسال نوشته‌تان می‌توانید از این لینک استفاده کنید.
      در مورد این که چرا این سایت را راه‌اندازی کردم، موضوع به انتخاب ما به فرزندپذیری بازمی‌گردد. زمانی که هنوز تازه به این موضوع فکر می‌کردیم، به دنبال مطالبی بودیم تا بیشتر در این باره بدانیم. متاسفانه کمتر چیزی می‌یافتیم و هر چه هم یافت می‌شد، پر از تعابیر نامناسب و غلط‌های فاحش بود. برای همین به این فکر افتادم که وب‌سایتی درست کنم که مطالب مفید را یک جا بیاورد و اندکی هم در تغییر نگرش جامعه به فرزندپذیری موثر باشد.

      پاسخ
  • مریم ترابی۲۶ شهریور, ۱۳۹۶ در ۶:۵۳ ب.ظ

    سلام. من یه فرزندخوانده ام. یه فرزندخوانده ی بدبخت?
    هیچوقت از زندگیم راضی نبودم اخلاق مادرم خیلی بده از همون بچگی اذیتم میکرد .بخدا الان که ۱۷ سالمه یه بار نشده مادرم تو روم بخنده و با مهربونی باهام برخورد کنه.وضع مالیشونم که دیگه نگم اصلا از پس خرجای خودشونم بر نمیان یه پدر خیلی خسیس هم دارم.
    آخه اونا که انقدر بی صلاحیت بودن چرا و رو چه حسابی خواستن بچه دار بشن؟؟؟؟۱۵ سال هم بچه دار نشده بودن.
    هزارتا بدی دیگه هم دارن بخدا هر روز آرزو میکنم ای کاش من وجود نداشتم??????هزارتا عیب و ایراد دیگه هم دارن آخه این چه شانسی بود چرا بین این همه بچه من باید بچه ی رها شده باشم؟؟??
    من چجوری میتونم مادر و پدر خودم رو پیدا کنم اصلا امکانش هست؟یا حداقل مطلع بشم که اونا کی بودن و به چه دلیل ولم کردن اصلا زنده هستن یان؟اگه میشه چجوری باید به کجا مراجعه کنم؟؟
    پاسخ بدین ممنون میشم مرسی??

    پاسخ
    • مدير سايت۲۸ شهریور, ۱۳۹۶ در ۱۰:۰۷ ب.ظ

      اول باید از طریق بهزیستی اقدام کنید تا اگر پرونده و اطلاعاتی دارند به شما بدهند. البته باید ۱۸ سال‌تان بشود. بعدش باید از روش‌های مختلف و با اطلاعاتی که دارید، در جستجوی والدین زیستی خود باشید.

      پاسخ
  • اورا۲۷ آبان, ۱۳۹۷ در ۳:۵۷ ق.ظ

    با سلام
    من یک فرزند خوانده هستم، در تمام لحظات زندگی ام چه قبل و چه بعد از دانستن این حقیقت تمام مشاهدات محیطی ام، من را از دیگران جدا میکرد.نگاه های سنگین اطرافیان را حس میکردم و تفاوتی که آن ها در کودکی ام با دیگر کودکان قائل می شدند.
    پدر و مادری مهربان دارم هرچند زخم هایی که انان زدند از همه عمیق تر بود و طناب نازک شده ی روحم را متلاشی کرد.
    اما باز من زنده ام. من میدانم کسانی منتظر و در کمین همین خوشبختی ظاهری من هستند، غافل از انکه انچه میبینند فقط تصویری زیباست که برایشان ساخته ام.
    ما کودکان سر راهی یا حرام زادگان , کودکانی مظلوم بوده ایم که شما ما را به این نام خوانده اید. روزی می رسد که خداوند شما را با خط کش خودتان اندازه بگیرد. انسانیت در ژنوم های ما نیست در قلب های ماست.

    پاسخ
    • مدير سايت۲۲ دی, ۱۳۹۷ در ۳:۱۰ ب.ظ

      همه فرزندها واقعی هستند و هر نام دیگری که فرزندان با آن خوانده می‌شوند، نادرست است

      پاسخ

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!