Untitled-1مدیران ورزشی و سیاست‌مدارها چندان با فرزندخواندگی میانه‌ای ندارند. وقتی می‌خواهند بگویند به آنها توجه نمی‌شود، می‌گویند مگر ما فرزندخوانده‌ایم. گویا از نظر آنها بی‌توجهی و تبعیض حقِ فرزندخوانده است. اما از کسانی که اهل نوشتن و اندیشه محسوب می‌شوند، انتظار دیگری می‌رود.

محمد قوچانی سردبیر نشریات متعددی بوده است و اکنون نیز سردبیر ماهنامه مهرنامه است. تیتر شماره‌ی اخیر مهرنامه که چریک‌های فدایی خلق، یکی از گروه‌های چپ، و به طور خاص بیژن جزنی را روشنفکران تروریست خوانده بود، با انتقادهای فراوانی روبرو شد. مصطفی ملکیان نیز نقد تندی بر این تیتر و ماهنامه‌ی مهرنامه و سیاست محمد قوچانی نوشت. قوچانی نیز نقد ملکیان را بی‌پاسخ نگذاشت و در مصاحبه با نشریه‌ی فرهنگ امروز به این انتقادها پاسخ داد. آن تیتر، انتقادها و پاسخ متقابل قوچانی موضوعی است که در جای خود باید درباره‌اش نوشت. در اینجا فقط یک جمله‌ی محمد قوچانی برای من اهمیت دارد؛ جمله‌ای که برای فرهنگ امروز هم اهمیت بسیاری داشته و عنوان مصاحبه را از آن گرفته‌اند. و برای محمد قوچانی نیز مهم بوده است که آن را خلاصه‌ی همه‌ی سخنش خوانده است.

محمد قوچانی می‌نویسد «به‌طور خلاصه همه‌ی سخن من این است که سلفی‌گری فرزندخوانده یا فرزند ناخواسته‌ی روشنفکری دینی و اصلاح دینی است.» از نگاه قوچانی سلفی‌گری چیز بدی است و برای همین فرزندخوانده روشنفکری دینی شده است. اسف‌بارتر این که فرزندخوانده و فرزند ناخواسته در کنار هم آمده‌اند و این گونه تداعی می‌کند که فرزندخوانده ناخواسته است. معلوم نیست چرا وقتی می‌خواهیم به عده‌ای ـ که عنوان روشنفکر دینی را یدک می‌کشند ـ بتازیم، واژه‌ی پیامد از دایره‌ی واژگان‌مان رخت برمی‌بندد. و اتفاقن صحیح‌تر هم این است که بگوییم سلفی‌گری پیامدِ ولو پیامدِ ناخواسته‌ی روشنفکری دینی و اصلاح دینی است. فرزندخوانده را انتخاب می‌کنیم که فرزندمان باشد، او را پرورش می‌دهیم و بخشی از زندگی ماست. در حالی که سلفی‌گری چیزی است که از دل روشنفکری دینی بیرون آمد و مصلحان دینی به دنبالش نبودند. بنابراین اطلاق فرزند به آن، از اساس نادرست است بلکه پیامد آن است. اما بارها و بارها شاهد استفاده از فرزندخوانده به جای پیامدهای «منفی» یک واقعه یا رویکرد هستیم. برای پیامدهای مثبت هم اگر بخواهیم از رابطه‌ی فرزندی استفاده کنیم، آن را «فرزند راستین» یا «فرزند واقعی» می‌خوانیم.

جای تاسف است که در نوشتار کسانی که اهل نوشتن و اندیشه محسوب می‌شوند، چنین نگاه سخیفی درباره‌ی فرزندخواندگی ریشه دوانده است که خلاصه‌ی نوشته‌ای نزدیک به ۹۰۰۰ کلمه می‌شود این که یک چیز بد فرزندخوانده یا فرزند ناخواسته‌ی بهمان چیز است. و تاسف‌بارتر این که محمد قوچانی تاکید داشته است که مصاحبه به صورت شفاهی نباشد و وی پاسخ سوال‌ها را به صورت مکتوب داده است. در نوشتن معمولن وسواس بیشتری هست و فرصت بازخوانی وجود دارد؛ بنابراین نوشتن این جمله آن هم با این توصیف که خلاصه همه‌ی سخنم این است، یک اشتباه زبانی نیست و به عنوان یک امر مهم فریاد زده می‌شود.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۲ پاسخ

  • شکیبا۷ مرداد, ۱۳۹۴ در ۱:۲۶ ب.ظ

    شما و مسوولینی که بین فرزند زیستی و غیر زیستی تفاوتی نمی بینید برای اجرای مواد قانون حمایت از کودکان بی سرپرست چه کرده اید

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۸ مرداد, ۱۳۹۴ در ۱:۲۶ ق.ظ

      مسئولین را نمی‌دانم. من هم قدرت اجرایی ندارم که چیزی را اجرا کنم. تمام تلاشم این است که درباره‌ی فرزندخواندگی بیشتر بدانیم.

      پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!