۹۰۵۸۵۱۸۰۵۰۲۱۹۴۳۲۳۸۸۹دو سال پیش مهمان یکی از برنامه‌های ماه عسل، خانواده‌ی فرزندپذیری بود که سال‌ها از کودک بیماری که به فرزندپذیری گرفته بود، مراقبت کرده بودند. این پدر و مادر در لابلای صحبت‌هایشان اشاره کردند که می‌خواهند کودکی دیگر را به فرزندی بگیرند اما با موانعی روبرو بوده‌اند. احسان علیخانی در پایان برنامه ناگهان کودکی ۸ ساله را به روی صحنه آورد و او را به این خانواده اهدا کرد. اهدای کودک در برنامه‌ای زنده فاجعه‌آمیز بود؛ حرکتی غیرقانونی که متاسفانه بهزیستی هیچ واکنشی نسبت به آن نشان نداد.
امسال برخورد برنامه با فرزندخواندگی متفاوت بود. در روزهای نخست برنامه‌ی امسال، دو نفر که به دنبال خانواده‌ی زیستی خود بودند و آنها را یافته بودند، مهمان برنامه بودند. در مجموع رویکردی که در این برنامه به فرزندخواندگی شده بود، قابل قبول بود. هر چند هنوز انتقاداتی به آن وارد است. از جمله این که به جای فرزند زیستی از تعبیر فرزند واقعی استفاده می‌کرد. تعبیری که به نوعی پدر و مادر این فرزندان را غیرواقعی جلوه می‌دهد.
این تنها قسمت امسال نبود که به موضوع کودکان بهزیستی می‌پرداخت. یکی دیگر از قسمت‌های ماه عسل امسال به مشکلات بزرگ کودکان بدسرپرستی که در بهزیستی زندگی می‌کنند، پرداخته است. کودکان بدسرپرست تا ۱۸ سالگی در مراکز بهزیستی زندگی می‌کنند و پس از آن باید خودشان زندگی‌شان را بچرخانند. کاری که با توجه به امکانات محدودی که در اختیار این افراد است، بسیار سخت و طاقت‌فرساست. این افراد با سختی می‌توانند تحصیل کنند و موقعیتی برای خودشان دست و پا کنند اما به دلیل نگاه نادرست مردم به مقوله‌ی فرزندخواندگی و بدسرپرستی هنگام ازدواج با مشکل مواجه می‌شوند. نداشتن پدر و مادر یا بدتر از آن پدر و مادر بی‌صلاحیت، همیشه دامن آنها را می‌گیرد. مهمان برنامه که مرکزی برای حمایت از کودکان بدسرپرست پس از ۱۸ سالگی و خروج از بهزیستی ایجاد کرده بود تا بتوانند زندگی بهتری برای خودشان رقم بزنند، بانی چند ازدواج بین همین افراد یا دیگران شده بود. یکی از مهمان‌ها مردی بود که خاطرخواه یکی از دختران همین مرکز شده بود. نامش را در گوش حاج‌آقا گفت و بعد خواستگاری تلفنی انجام شد.
در اینجا احسان علیخانی خبط بزرگی کرد و برای این که دختر را ترغیب به گرفتن بله در همان برنامه کند، گفت «خانم شوهر گیر نمی‌آید، بله را بگو.» استفاده از لفظ خانم شوهر گیر نمی‌آید، کاملن اشتباه است و به کلیشه‌ای نادرست دامن می‌زند. داستان اصلی‌ برنامه با این جمله گم شد. متاسفانه شانس کمتر دختری که به دلیل بدسرپرست بودن، در بهزیستی زندگی کرده است، واقعیتی انکارناپذیر است و اتفاقن چون این فرد شانس کمتری دارد نباید در معرض این گفته قرار می‌گرفت. فشار این تعبیر «خانم مگر شوهر گیر می‌آید»، بر زنانی که خانواده‌ی فقیری دارند، یا زنان هم‌سن و سال‌شان دور و برشان ازدواج کرده‌اند و به نظر می‌رسد که دیگر از آنها گذشته است و یا به هر دلیلی ـ واقعی یا در بسیاری موارد واهی ـ تصویر می‌شود که شانس کمتری برای ازدواج دارند، فشار زیادی وارد می‌کند. فشاری که آنها را در هم می‌شکند و ممکن است همین فشار باعث انتخابی اشتباه بشود که زندگی‌شان را تباه کند.
احسان علیخانی با عنوان کردن این کلیشه‌ی تکراری برای مزه‌پرانی، مشکل کودکان بدسرپرست را که تا همیشه به دوش می‌کشند، به حاشیه برد. قرار بود با این برنامه رویکردمان را به کودکان بدسرپرست تغییر بدهیم، قضاوت را کنار بگذاریم و آنها را مسئول بدسرپرستی والدین‌شان ندانیم. اما فقط با یک مزه‌پرانی موضوع اصلی گم شد. احسان علیخانی از او خواست که در برنامه‌ی ماه عسل شرکت کند. پاسخ عاطفه این بود که به دلیل نگاه مردم حاضر نیست به برنامه بیاید. نگاهی که او را «بدون خانواده» و «اصل و نسب» می‌بیند. و با گفته‌ی احسان علیخانی نگاه دیگری نیز به او تحمیل می‌شد که در صورت پاسخ منفی به خواستگار، «بدون شوهر» هم می‌ماند.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!