ماده ۲۱ قانون فرزندخواندگی، این امید را در بین مادران فرزندپذیر ایجاد کرد که بتوانند با استفاده از مرخصی مراقبت از کودک، فرصت بیشتری برای کودک‌شان داشته باشند. اما متاسفانه با گذشت ۲ سال از تصویب قانون و ابلاغ آیین‌نامه اجرایی آن در تیرماه سال جاری، اجرای مرخصی مراقبت از کودک در هاله‌ای از ابهام است.
فرزندخواندگی در ایران با دو مادر در این زمینه گفتگو کرده است. یکی پس از دو سال دوندگی با دستور موقت بدون حقوق به مرخصی می‌رود و دیگری نیز هر چه می‌دود به نتیجه نمی‌رسد و  خسته از خیر مرخصی می‌گذرد.
اگز شما نیز چنین تجربه‌ای دارید و یا توانسته‌اید از مرخصی مراقبت از کودک استفاده کنید، به ما پیام بدهید تا تجربه‌تان را با دیگران در میان بگذاریم. امید که به زودی شاهد اجرایی شدن مرخصی مراقبت از کودک باشیم.

Adoption4Rozanتصویب قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست از طرح اولیه‌ی آن در اسفند ۱۳۸۷ تا تصویب نهایی آن در مهر ۱۳۹۲ فراز و نشیب بسیاری را طی کرده است. سازمان بهزیستی کشور نیز از سال ۱۳۸۳ با همکاری معاونت اجتماعی قوه‌ی قضاییه روی قانون جدید کار کرده بود تا این لایحه را به مجلس ارایه بدهد. سازمان بهزیستی هدف تلاش ده ساله‌اش برای تغییر قانون فرزندخواندگی را بهبود شرایط کودکان بدسرپرست و فراهم ساختن فرصت تجربه‌ی خانواده برای این کودکان و تسهیل فرزندخواندگی می‌داند؛ موضوعی که بارها در مصاحبه‌های مدیران بهزیستی تکرار شده است. این که تا چه اندازه فرایند فرزندخواندگی با قانون جدید تسهیل و حمایت قانونی از خانواده‌های فرزندپذیر نسبت به گذشته بیشتر شده است، نیازمند کنکاشی حقوقی است که در نوشته‌های دیگری به آنها پرداخته شده است.
متاسفانه با وجود طولانی بودن فرایند تصویب قانون حمایت از کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست، جامعه نسبت به آن بی‌توجه بود و در مرحله‌ی‌‌ پایانی خود در مهر ۱۳۹۲ ناگهان خبرساز شد. نوشته‌های بسیاری در روزنامه‌ها، سایت‌ها، شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ‌ها درباره تبصره‌‌‌‌ی ماده‌‌ی ۲۶ این قانون منتشر شد. این تبصره ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را با اجازه‌ی دادگاه ممکن می‌دانست و همین موضوع باعث واکنش جامعه شد. تبصره‌ای که چند ماه قبل در اسفند ۱۳۹۱ نهایی شده بود. اکنون دو سال از تصویب نهایی و ابلاغ قانون جدید می‌گذرد. دیگر از حجم وسیع مقاله‌ها درباره‌ی فرزندخواندگی خبری نیست و فرصت مناسبی است که نحوه‌ی اجرای این قانون مورد بازبینی قرار بگیرد.
طولانی بودن فرایند تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست در مجلس، در تصویب آیین‌نامه‌های اجرایی آن نیز دیده می‌شود. طبق ماده‌ی ۳۶ این قانون، آیین‌نامه‌های اجرایی آن باید ظرف ۳ ماه به تصویب هیات وزیران می‌رسید، اما تدوین آیین‌نامه‌ی اجرایی آن ۲۱ ماه طول کشید. در تیرماه  ۱۳۹۴ دو آیین‌نامه اجرایی برای این قانون تصویب شده است. یکی از این دو، به ماده ۲۲ قانون، صدور شناسنامه برای فرزندخوانده‌ها، اختصاص دارد و جزییات نحوه صدور شناسنامه و ثبت موضوع فرزندخواندگی در اسناد سجلی و شناسنامه را تشریح می‌کند. خوشبختانه این آیین‌نامه به نحوی تدوین شده است که ثبت موضوع فرزندخواندگی در صفحه توضیحات شناسنامه کودک با حداقل اطلاعات و به صورت یکنواخت در کشور انجام شود؛ امری که در ۲۱ ماه پس از تصویب این قانون و فقدان آیین‌نامه‌ی اجرایی به صورت سلیقه‌ای در اداره‌های ثبت احوال انجام می‌شد و باعث نگرانی بسیاری از خانواده‌های فرزندپذیر شده بود.
آیین‌نامه دوم نیز به به فرایند فرزندپذیری اختصاص دارد. مطابق این آیین‌نامه درخواست سرپرستی از بهزیستی آغاز شده، استعلام‌های مورد نیاز توسط بهزیستی درخواست می‌شود و پس از تکمیل مدارک، به دادگاه ارجاع می‌شود. بهزیستی نیز مکلف است فرمی واحد برای این منظور تهیه کند. اکنون در بهزیستی شهرهای مختلف از فرم‌ها و رویه‌های متعددی استفاده می‌شود. تهیه‌ی فرم یکسان و روال ثابت، یکی از نکات مثبتی است که امیدواریم با این آیین‌نامه‌ی اجرایی شود و مثل تصویب آیین‌نامه مدتی طولانی منتظرش نباشیم.
قدرت بخشیدن به ولی قهری، فشار روانی ناشی از تصویب جواز ازدواج سرپرست و فرزندخوانده و مخدوش شدن امنیت روانی خانواده‌های فرزندپذیر به دلیل ابهام قانونی تداوم سرپرستی پس از فوت یکی از والدین، از جمله مسایلی بود که در قانون جدید باعث نگرانی خانواده‌های فرزندپذیر می‌شود، اما آنان به ماده ۲۱ قانون دلخوش بودند که مرخصی مراقبت از کودک معادل مرخصی زایمان را برای مادران شاغلی که کودکی زیر ۳ سال را به فرزندی می‌گیرند، در نظر گرفته بود و از زمان سرپرستی موقت فرزندشان مشمول بیمه می‌شد. از زمان تصویب قانون، سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌ها با بهانه‌ی فقدان آیین‌نامه اجرایی از اجرای ماده ۲۱ سرباز می‌زدند. سازمان تامین اجتماعی با گفتن این که هنوز به ما ابلاغ نشده است، از اجرای قانون شانه خالی می‌کرد. قانونی که با مصوبه مجلس، تایید شورای نگهبان و چاپ در روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران از طرف رییس‌جمهور ابلاغ شده بود و متن آن نیز واضح و صریح بود، به بهانه نداشتن آیین‌نامه و ابلاغ نشدن به سازمان تامین اجتماعی به صورت جداگانه، از نظر آنان فاقد اعتبار بود.
پس از ۲۱ ماه انتظار برای آیین‌نامه‌ای که طبق مصوبه مجلس تنها ۳ ماه برایش فرصت دیده بودند، وضع اجرای ماده ۲۱ بهتر نشده است. ماده ۲۱ قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست تصریح دارد «شخصی ‌که سرپرستی افراد تحت حمایت این قانون را بر عهده می‌گیرد از مزایای حمایتی حق اولاد و مرخصی دوره‌ی مراقبت برای کودکان زیر سه‌سال (معادل مرخصی دوره‌ی زایمان) بهره‌مند می‌باشد. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز از مجموعه مزایای بیمه و بیمه‌های تکمیلی وفق مقررات قانونی برخوردار خواهد شد.» در آیین‌نامه اجرایی این قانون، به مرخصی مراقبت از کودک اشاره‌ای نشده است و تنها در تبصره ماده ۶ آن آمده است «کودک یا نوجوان تحت سرپرستی جزو عائله‌ی تحت تکفل سرپرست منحصر یا سرپرستان محسوب و از زمان قرار سرپرستی آزمایشی حسب مورد از کلیه‌ی مزایای قانونی وفق قوانین و مقررات مربوط برخوردار خواهد شد.» وقتی صراحت قانون مبنی بر مرخصی مراقبت از کودک برای سرپرستی کودکان زیر سه سال، از نظر سازمان‌های مجری بی‌اعتبار است، انتظار این که چنین تبصره‌ای کارساز باشد، انتظاری عبث است. حتی با اضافه شدن «حسب مورد» دست سازمان‌های مجری را برای برخورد سلیقه‌ای باز گذاشته است.
نکته دیگری که در آیین‌نامه به آن توجه نشده است، نداشتن شناسنامه در دوران سرپرستی آزمایشی است. وقتی کودک فاقد شناسنامه و هر گونه اوراق هویتی دیگری است، چگونه می‌توان از مزایای تحت تکفل بودن کودک برخودار شد. بنابراین در عمل دریافت دفترچه درمانی و برقراری پوشش بیمه‌ای، پس از سرپرستی دایم و دریافت شناسنامه میسر خواهد بود. حتی بیمه سلامت ایرانیان هم بچه‌هایی را که در دوران سرپرستی موقت هستند، بیمه نمی‌کند. مرخصی مراقبت از کودک نیز با همین مشکل مواجه است. مسئله‌ای که در آیین‌نامه اجرایی باید به آن فکر می‌شد اما تنها مصوبه مجلس با لحنی مبهم‌تر و محدودتر تکرار شده است.
سوال این است که چطور قانون اجازه می‌دهد که برای فردی ایرانی شناسنامه صادر نشود؟ جالب این که اگر بچه در دوران سرپرستی موقت نیاز به بستری در بیمارستان داشته باشد، بیمه‌ی سلامت با یک کد ملی مجازی به بیمارستان نامه می‌زند و هزینه‌های درمان و بستری را با بیمه حساب می‌کند.
چند روزی پس از تصویب این آیین‌نامه، در حاشیه بازارچه انجمن حمایت از کودکان کار، چند دقیقه‌ای با دکتر محسنی، رییس سازمان بهزیستی کشور، درباره‌ی آیین‌نامه‌ی اجرایی قانون فرزندخواندگی و این که در این آیین‌نامه به موضوع مرخصی مراقبت از کودک موضوع ماده ۲۱ قانون پرداخته نشده است، گفتگو کردم. گفتم موضوع حق اولاد و تکفل برای گرفتن دفترچه بیمه هست اما به صراحت به مرخصی مراقبت از کودک (معادل مرخصی زایمان) اشاره نشده است و همین امر باعث می‌شود که وزارت‌خانه‌های مختلف آن را اجرا نکنند و یا برخوردی سلیقه‌ای با آن داشته باشند. به خصوص این که مخاطب ابلاغ نیز یکی دو وزارت‌خانه محدود است و نه کل سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی. ایشان قول پیگیری و گنجاندن بندی در خصوص مرخصی مراقبت از کودک را دادند. با این که با گذشت ۳ ماه از قول مساعد رییس سازمان بهزیستی کشور، از  تغییر در آیین‌نامه اجرایی و تصریح بر مرخصی مراقبت از کودک خبری نیست و به نظر می‌رسد همانند قول تغییر تبصره ماده ۲۶ و حذف جواز ازدواج سرپرست و فرزندخوانده به فراموشی سپرده شود.
دو هفته بعد از این گفتگو، دکتر فرید، معاون اجتماعی سازمان بهزیستی، در مصاحبه‌ای با ایسنا درباره‌ی آیین‌نامه‌های اجرایی قانون فرزندخواندگی گفت «این افراد می‌توانند مانند تمامی زنان دیگر که به طور طبیعی زایمان کرده‌اند و از مرخصی زایمان بهره‌مند می‌شوند، از این حق استفاده کنند. زیرا معتقدیم مرخصی زایمان فقط برای بهبود وضعیت فیزیولوژیکی زنان نیست، بلکه برای تثبیت ارتقای سطح روانی فرد و ایجاد روابط عاطفی با کودک است که این زنان نیز باید از این حق بهره‌مند شوند» و تلویحا گفته است که در آیین‌نامه به آن پرداخته شده است. پرداختنی که در حد تبصره‌ای است که به آن اشاره کردیم و با ابهام بیشتر نسبت به قانون، اگر بر مشکلات خانواده‌های فرزندپذیر برای استفاده از حقوق مصوب قانون نیفزاید، کمکی به آنها نخواهد کرد.

این نوشته توسط فرزندخواندگی در ایران تدوین و در پرونده مرخصی مراقبت از مراقبت از کودک در روزنامه روزان (بازنشر در سلامت‌نیوز)، ۲۰ مهر ۱۳۹۴ نیز منتشر شده است.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۱ پاسخ

  • نازنین۲۸ آذر, ۱۳۹۴ در ۴:۵۲ ب.ظ

    میدونم که نگهداری از نوزاد خیلی سخته ولی مادران زیستی ۱۸ ماه با نوزادشون هستند.وما مادران روز بعد آشنایی میریم سرکار.من خیلی اتفاقی ماده ۲۱ رو دیدم.و اداره ام با یک مکاتبه ساده با مرخصی ام موافقت کرد. ولی باورتون نمیشه بعد یک سال به شناسنامه رسیدم .سختی تشکیل پرونده اولیه و …. در مقابل آمد وشدهای ناشی از بی اطلاعی مسوولان هیچ بود.هنوز توی حسرت اینم که کاش بعد حضور فرزندم کارم رو رها میکردم حتی به قیمت اخراج.ناگفته نماند که تا قبل سه سال هم با جگر گوشه تون همبازی باشین لذتی داره تکرار نشدنی.کاش این رو مسوولانی که تکه هم می پرانندبفهمند .خدایا ما سال ها برای اداره مون کار کردیم شاید بیشتر از بقیه هم وقت وانرژی گذاشتیم.این روزها آخرین فرصته که حقتون رو بگیرید.و کاش مددکاران بهزیستی به کودکان مدد می کردند و درخواست مرخصی یک ماهه دوران آزمایشی برای مادران میدادنند.

    پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!