10101آگاهی‌بخشی درباره‌ی فرزندپذیری بسیار ضروری است. این ضرورت در جامعه‌ای که متخصصان روان‌شناسی‌اش نگاهی نادرست به مقوله‌ی فرزندخواندگی دارند، اهمیتی فزون‌تر می‌یابد. چند روز پیش برای گرفتن مشورت درباره‌ی فرزندپذیری به یک مشاور خانواده مراجعه کردیم. بیش از ۴۵ دقیقه بیشتر آنجا نبودیم، همان دقایق اول متوجه شدیم که جای بی‌ربطی آمده‌ایم. بیشتر وقت‌مان صرف این شد که به او بگوییم نگاهش غلط است. جریان مشاوره معکوس شده بود. اما یک بخش آن همچنان معکوس نشده بود. باید برای آموزش مشاور خانواده درباره‌ی فرزندخواندگی پول می‌دادیم. برای همین ترجیح دادیم، زودتر این مشورت دادن را تمام کنیم.

اولین مسئله این بود که وقتی گفتیم ما نگران برخورد دیگران و پیامدهای احتمالی آن بر کودکمان هستیم و می‌خواهیم پیش از آن که کودک به خانه‌ی ما بیاید، بدانیم چگونه این برخوردهای احتمالی را مدیریت کنیم. پاسخش این بود که چنین نگاهی در جامعه وجود ندارد و اگر هم باشد خیلی کم است. دلیلش هم این بود که وقتی در ماه رمضان یا وقت‌های دیگر از مردم می‌خواهند که با کمک مالی سرپرستی یک کودک را بپذیرند، استقبالی شدید می‌کنند! حالا این برنامه چیست، ماهی ۳۰ هزار تومان بدهید تا کودکی در خانواده‌‌ی کم‌درآمدش بتواند با خیال راحت‌تر درسش را ادامه بدهد. حالا این چه ربطی به فرزندخواندگی دارد؛ مجبور شدیم توضیح بدهیم که خیلی این موضوع فرق دارد. البته بعید است متوجه این تفاوت شده باشد.

اما این موضوع ما را ناامید نکرد. بلکه این سخن بود که ما می‌توانیم کودکی ۵ یا ۶ ساله را به فرزندی بگیریم و دلیلش هم این که می‌توانیم کودک «سفارشی» داشته باشیم. رنگ مو، چاقی و لاغری، ضریب هوشی و هزار تا کوفت و زهرمار دیگر را سفارشی‌سازی کنیم؛ درسث مثل سفارشی‌سازی قالب در همین وردپرس. آن نگاهی که ما نگرانش بودیم و تفاوت گذاشتن میان فرزند بیولوژیک و فرزندخوانده، در نگاه مشاوری که به او مراجعه کرده بودیم، سنگینی می‌کرد.

مردی ۵۴ ساله به من مراجعه می‌کند که زندگی شغلی خوبی دارد و بارور نیست و همسرش هم دکتر است، «طفلی متخصص اطفال است».

فرق شما با ما که خدا به ما فرزندی هدیه داده است، این است که شما می‌توانید کودک خود را سفارشی انتخاب کنید… از نظر بیماری … اگر بچه من مشکلی داشته باشد، می‌گویم خب از گوشت و خون خودم است، باید تحمل کنم. اما شما مجبور نیستید.

در بافت جامعه  و دین ما به رفتار مناسب با یتیم سفارش شده است. برای همین نباید نگران رفتار نامناسب نزدیکان با او باشید. بگویید او پدر و مادرش را از دست داده است و یتیم است و باید با او رفتاری خوش داشته باشید.

شاید ما مشاور اشتباهی را انتخاب کرده باشیم، مشاوری که از قوانین فرزندخواندگی در ایران اطلاع نداشت. هر چند، به گفته‌ی خودش برخی کودکان و نوجوانانی که در مراکز بهزیستی زندگی می‌کردند، به وی ارجاع می‌شدند. اما مگر می‌شود مشاور خانواده از قوانینی که در حوزه خانواده و روابط خانوادگی است، مطلع نباشد. البته دیگر به این موضوع عادت کرده‌ایم. وقتی استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران و عضو انجمن جمعیت‌شناسان ایران، بگوید متوسط سن ازدواج دختران در ایران به سی سال رسیده است. حال آن که ۲۳ سال و نیم است و بیش از ۲۲ درصد دختران کمتر از ۱۹ سال ازدواج کرده‌اند، دیگر ناآگاهی متخصصان از بدیهیات تخصص‌شان ما را بهت‌زده نمی‌کند.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۳ پاسخ

  • روزبه۷ اردیبهشت, ۱۳۹۲ در ۱:۵۵ ق.ظ

    این پست شما نشون می‌ده که چه قدر به وجود چنین سایتی نیاز هست و چه قدر وقت و تلاش برای آموزش لازمه.

    مشاور شما به نظرم مشاور خوبی نبوده!

    در مورد نگاه مردم، ما هم اول فکر می‌کردیم که به خاطر عقاید مذهبی و سنتی، احتمالن نگاه مثبتی نسبت به فرزندخواندگی داشته باشن. بعدتر متوجه شدیم که پای عمل که می‌رسه، وضعیت کاملن متفاوتی می‌بینیم. اول فکر می‌کردیم که در ذهن طرف چنین نگاهی هست که دغدغه‌ی کودکان بی‌سرپرست رو داشته باشه. وقتی صحبت به وضعیت ما می‌رسید، بیش از یک مورد داشتیم که حتا از افراد با زمینه‌ی مذهبی دیدیم که تمام تلاش‌شون رو دارن به کار می‌بندن که ما رو از انجام چنین چیزی منصرف کنن. طرف مذهبی بود و دغدغه‌ی اجرای دستورهای دینی‌اش رو هم داشت، اما حاضر نبود چنین چیزی رو بپذیره.

    مورد مشابه دیگه تحصیلات بود. فرض اولیه‌ی ما این بود که تحصیلات بیش‌تر احتمالن موجب دیدگاه بازتری خواهد شد؛ این طور نبود. خیلی از سوال‌هایی که قبل‌تر نوشته بودم و بهشون جواب داده بودم (در مجموعه‌ی چهل و دو سوال و جواب)، سوال‌های واقعی از کسانی بودن که اکثرن دانشجوهای دکترا در تگزاس بودن. این رو هم اضافه کنم که در مورد بعضی سوال‌ها مجبور شدم به شکل ملایم‌تری مطرح کنم چرا که خود اصل سوال زشت‌تر و چندش‌آورتر از اونی بود که بتونم بنویسم.

    پاسخ
  • شمیم۳۰ مرداد, ۱۳۹۲ در ۵:۰۰ ب.ظ

    اقا روزبه حرف از دانشجوهای تگزاس می زنه که البته خیلی هم پست چهل و دوسوالش جالبه . اما یه چیز جالب براتون بگم من برخلاف آقا بهروز برای مسآئل به قول ایشون رساله ای ارزش زیادی قایلم اما از طرفی معتقدم اسلام نه کسی رو برای گناه نکرده مجازات می کنه و نه ما اجازه داریم هر بچه ای رو که پدر مادرش مشخص نبودن جلوش یه علامت سوال بذاریم . همونطور که وقتی یه خوراکی از بازار مسلمین می خری باید به حلال بودنش اطمینان داشته باشی وقتی یه بچه ای روهم سر راه مسلمین گذاشتن باید حلال زاده بدونیش . تازه کلی از این بچه ها رو جلوی مسجد و امازاده رها می کنن .
    اما چند وقت پیش از اونجایی که برای فرزند خوندگی اقدام کرده بودم داشتم صفحه ی اطلاعیه ی کیهان رو که عکس بچه های تحت پوشش بهزیستی (پذیرش شده در ماه های اخیر ) رو زده بود نگاه می کردم . یه بنده خدایی وقتی این کار من رو دید . گفت : ا . این عکس ها رو نگاه می کنی ؟ همشون حرومزاده اند . و رفت .
    من موندم و این همه ادعای مسلمونیمون .

    پاسخ
    • مدير سايت۳۰ مرداد, ۱۳۹۲ در ۹:۱۴ ب.ظ

      تجربه وحشتناكي است كه آدم با اين افراد مواجه شود. اما اصلن به دنيا آمدن كودكي خارج از ارتباط مورد تاييد دين، چه ربطي به كودك دارد. مگر كودك خودش چنين انتخابي كرده است. متاسفانه در چنين مواردي كودك بايد تاوان بدهد. حتي در شرع براي چنين كودكي ارث در نظر نگرفته‌اند و در عمل امنيت اجتماعي و اقتصادي وي را از بين برده‌اند.

      پاسخ

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!