مطالبی که به زبان فارسی درباره‌ی فرزندخواندگی منتشر می‌شود، بسیار اندک است. نحوه‌ی برخورد با فرزندخواندگی و گفتن این موضوع به کودک، متاثر از شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و خانواده است و مطالب ترجمه ممکن است برخی ملاحظات جامعه‌ی ما را در توصیه‌هایشان لحاظ نکرده باشند. اما مطالب فارسی نیز خالی از مشکل نیست. بسیاری از روان‌شناسان کودک و متولیان فرزندخواندگی در بهزیستی همچنان از تعبیر اصلی و واقعی برای پدرومادر زیستی استفاده می‌کنند. در این نوشته نیز چنین بوده است که در همه موارد جز یکی که از زبان کودک است و احتمال دارد کودک چنین حرفی را بزند، به زیستی تغییر داده شده است. باید یادآور شویم که اگر کودک نیز از تعبیر واقعی یا اصلی به کار برد، در پاسخ شما بگویید پدرومادر زیستی اما لزومی ندارد که بر کودک فشار بیاورید تا وی نیز چنین کند. به تدریج وی نیز این اصلاح زبانی را انجام خواهد داد.
برخی توصیه‌ها نیز به نظر ما درست نیست، برای همین در قلاب‌های قرمز درباره‌اش توضیح داده‌ایم.

iStock_000006592063Smallوالدین سعی نکنند این واقعیت که کودک‌شان فرزندخوانده است را پنهان کنند. برای عادت‌کردن کودک به این واقعیت، رعایت برخی اصول راه‌گشاست؛ مثلاً والدین با بیان قصه، خواندن کتاب داستان و نمایش فیلم‌هایی در این رابطه گوش کودک را با کلمه فرزندخوانده آشنا کنند. در واقع با این روش موضوع فرزندخواندگی در خانه مطرح و از حالت تابو خارج می‌شود؛ چراکه وقتی این کلمه تابو نباشد، پذیرش آن برای کودک امکان‌پذیرتر است.
مشاور پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی گفت: مسئله فرزندخوانده‌بودن کودک نباید یک موضوع سری باشد و لازم است کودک از این موضوع که فرزندخوانده است، مطلع شود. البته زمان گفتن این مطلب به ارزش‌ها، فرهنگ و معیارهای خانواده سرپرست بستگی دارد؛ برخی خانواده‌ها علاقه دارند بین سنین ۸ تا ۱۲ سال این موضوع را بیان کنند.
شهرزاد برهان‌زاده در گفتگو با خبرنگار مهرخانه، درخصوص فرزندخوادگی زوجین نابارور اظهار داشت: معمولاً زوج‌هایی که به هر دلیلی توانایی فرزنددارشدن را ندارند، سعی می‌کنند با مراجعه به مراکز قانونی و سازمان بهزیستی که در کشور ما متولی این کار است، با طی مراحل قانونی کودکی را به فرزندی بپذیرند. برای امر فرزندپذیری توصیه می‌شود زوجین حتماً از طریق مراکز قانونی اقدام کنند؛ چراکه در آینده برای امر مشاوره به تمام مدارک و اطلاعات کودک هنگام تحویل به بهزیستی نیاز است. این‌که کودک در گذشته در چه شرایط و مکانی نگهداری شده است، پدر و مادر زیستی او زنده هستند یا خیر، در گذشته چه کسی سرپرستی کودک را برعهده داشته است و حتی کوچک‌ترین جزییات از قبیل این‌که کودک با چه لباس و در چه زمانی تحویل بهزیستی شده است هم برای مشاورهای آینده بسیار مفید و با اهمیت است.
این مشاور کودک با بیان این‌که معمولاً افرادی که اقدام به گرفتن فرزند از سازمان‌های متولی این امر می‌کنند، شرایط مالی نگهداری از کودک را دارند؛ بنابراین می‌توانند امکانات مناسبی را برای کودک فراهم کنند، گفت: در هنگام برخورد با کودک اگر فرزند نوزاد باشد، برای تطبیق زیاد دچار دردسر نخواهیم بود، ولی در مواردی که کودک در سنین بالاتر است برقراری ارتباط کمی‌ مشکل‌تر خواهد بود؛ چراکه کودک در یک خانواده دیگر با یک سبک فرزندپروری متفاوت رشد یافته است؛ بنابراین درصورتی‌که اطلاعات لازم را از زندگی قبلی کودک موجود باشد، می‌توان شرایط را متناسب با خصوصیات کودک تطبیق داد.
او با تأکید بر این‌که زمانی‌که والدین کودکی را به فرزندی می‌پذیرید توجه داشته باشند یکسری مسایل را در مقابل او نباید بازگو نکنند، عنوان داشت: معمولاً وقتی نوزادی متولد می‌شود اطرافیان علاقه دارند چهره نوزاد را به پدر یا مادر و یا دیگر خویشاوندان نزدیک شباهت دهند؛ در مورد این کودکان سعی کنند حتی‌المقدور از بحث در مورد ظاهر و فیزیک کودک بپرهیزند. [تجربه‌ی ما نشان می‌دهد که چنین امری لازم نیست. مهم این است که دیدن شباهت یا عدم شباهت بین کودک و پدر و مادری که او را به فرزندی گرفته‌اند، با چه لحن و هدفی بیان شود. و اتفاقن تاکید بر شباهت‌ها – انسان‌ها شباهت بیشتری با هم دارند تا اختلاف ظاهری – برای ایجاد پیوند کودک و پدر و مادرش بهتر است.]

با قصه‌گویی تابوی فرزندخواندگی را بشکنید
مشاور پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی در خصوص عادی‌سازی کلمه فرزندخوانده برای چنین کودکانی بیان داشت: والدین سعی نکنند این واقعیت که کودک‌شان فرزندخوانده است را پنهان کنند. برای عادت‌کردن کودک به این واقعیت، رعایت برخی اصول راه‌گشاست؛ مثلاً والدین با بیان قصه، خواندن کتاب داستان و نمایش فیلم‌هایی در این رابطه گوش کودک را با کلمه فرزندخوانده آشنا کنند. در واقع با این روش موضوع فرزندخواندگی در خانه مطرح و از حالت تابو خارج می‌شود؛ چراکه وقتی این کلمه تابو نباشد، پذیرش آن برای کودک امکان‌پذیرتر است.

فرزندخوانده‌بودن کودک را از او مخفی نکنید
برهان‌زاده افزود: مسئله فرزندخوانده‌بودن کودک نباید یک موضوع سری باشد و لازم است کودک از این موضوع که فرزندخوانده است، مطلع شود. البته زمان گفتن این مطلب به ارزش‌ها، فرهنگ و معیارهای خانواده سرپرست بستگی دارد؛ برخی خانواده‌ها علاقه دارند بین سنین ۸ تا ۱۲ سال این موضوع را بیان کنند. البته در برخی موارد گفتن این مسئله برای خود والدین بسیار سخت است؛ چراکه آمادگی ذهنی و روانی بیان این حقیقت هنوز در خود والدین ایجاد نشده است.

مقطع پیش‌دبستان؛ زمانی مناسب برای بیان این حقیقت به کودک
این مشاور کودک با بیان این‌که اگر کودک در مقطع پیش‌دبستان باشد، هم‌زمان چند رشد شامل رشد ذهنی، اجتماعی و جنسی را توأمان خواهد داشت، خاطرنشان کرد: کودک در این مقطع کنجکاوی‌های جنسی زیادی دارد و سؤال‌هایی مانند این‌که “بچه از کجا می‌آید؟” و “چطور بچه به وجود می‌آید” را می‌پرسد. اگر تاکنون والدین موضوع فرزندخواندگی را به کودک نگفته‌اند، این زمان شروع خوبی است؛ موضوعی که لازم است والدین در نظر داشته باشند گفتن حقیقت و راستگویی است.

وارد جزییات نشوید/ با آرامش و بدون واکنش منفی به کودک پاسخ دهید
او افزود: البته نحوه گفتن والدین به خودشان بستگی دارد، ولی حتماً صحبت آن‌ها چنین مضمونی را دربر داشته باشد که مادر دیگری او را به دنیا آورده و پدر زیستی دیگری دارد، اما به دلیل این‌که شرایط مناسبی را برای بزرگ‌کردن او نداشتند و ما نیز نمی‌توانستیم فرزندی داشته باشیم، با پدر تصمیم گرفتیم تو را انتخاب کنیم. [ممکن است خانواده‌ای که فرزندی زیستی دارند، کودکی را به فرزندی گرفته باشند و حتی اگر به دلیل ناباروری کودکی را به فرزندی گرفته‌اند، تاکید بر آن نباید بشود. چنین تاکیدی این حس را در کودک ایجاد می‌کند که پدرومادرش از سر اجبار نداشتن فرزند او را به فرزندی گرفته‌اند.] بهتر است والدین وارد جزییات نشوند و به همین میزان اکتفا کنند. البته مسلماً بعد از گفتن این حقیقت، سؤال‌های زیادی برای کودک به وجود می‌آید؛ نظیر این‌که “اکنون پدر و مادر زیستی‌اش کجا هستند؟” و “آیا می‌تواند آن‌ها را ببیند” در این موقعیت والدین باید با آرامش کامل و بدون هیج واکنش منفی، به کودک پاسخ دهند.
مشاور پژوهشکده خانواده دانشگاه شهید بهشتی با بیان این‌که بهتر است قبل از ورود به مدرسه در مورد فرزندخواندگی کودک به او گفته شود، عنوان داشت: بعد از گفتن این موضوع ممکن است کودک دچار این حس شود که به دلیل این‌که والدین کنونی، پدر و مادر «واقعی» او نیستند، شاید دیگر او را دوست نداشته باشند. از طرف دیگر والدین مخصوصاً مادر نیز ممکن است این نگرانی را داشته باشد که شاید کودک بخواهد از آن‌ها جدا شود و پیش والدین زیستیخود برود، اما توجه داشته باشید که این حق طبیعی کودک است که از وجود والدین زیستی خود خبر داشته باشد.

به کودک اطمینان دهید که دوستش دارید و برای همیشه خانواده او خواهید بود
برهان‌زاده افزود: بعد از گفتن موضوع فرزندخواندگی ممکن است کودک خشمگین شود و برای مدتی صحبت نکند، این رفتار طبیعی است. والدین نیز باید بپذیرند که این رفتار طبیعی است و به کودک اجازه بیان احساسات خود را بدهند؛ در این زمان بهتر است این اطمینان را در او به وجود بیاورند که دوستش دارند و برای همیشه خانواده او خواهند بود.
این مشاور کودک تأکید کرد: موردی که حتماً باید مورد توجه داشته باشید این است که نباید طوری رفتار کنید که کودک تصور کند فرد خاصی است. او باید بداند که اگر در خانواده ارزش‌ها و آداب مشخصی وجود دارد، مانند سایرین باید آن‌ها را رعایت کند؛ چراکه در غیر این صورت در آینده دردسرساز خواهد شد. همچنین والدین افراط و تفریط در مورد کودک به خرج ندهند؛ نه باید فشار در ندانستن موضوع داشته باشند و نه اصراری در دانستن موضوع.

گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازید/ والدین بگویند یا مشاور؟
او با بیان این‌که گاهی اوقات والدین مخصوصاً مادر به دلیل روابط عاطفی که با کودک دارند نمی‌توانند این موضوع را بیان کنند، گفت: والدین گفتن این حقیقت را به عهده روانشناسان و مشاوران می‌گذارند، اما توصیه می‌شود خود آن‌ها این مسئولیت را برعهده بگیرند؛ چراکه تحمل بار این موضوع برای کودک از زبان یک مشاور که شخص غریبه‌تری است، مشکل‌تر است. همچنین والدین گفتن این حقیقت را تا سن بلوغ به تعویق نیندازند؛ چراکه این دوران زمان هویت‌یابی است و سختی این امر برای کودک دوچندان خواهد شد. اگر این مسئله در دوران نوجوانی مطرح شد و از نظر روحی برای کودک مشکلاتی به‌وجود آمد، حتماً برای رفع آن به مشاور مراجعه شود.

منبع: مهرخانه

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۵ پاسخ

  • روزبه دانشور۱۱ آذر, ۱۳۹۴ در ۴:۳۷ ق.ظ

    دست شما درد نکنه از این مطلب!
    دو نکته به نظرم می‌رسه:
    ۱) «مشاور پژوهشکده خانواده» سه بار از عبارت «اصلی» و دو بار از عبارت «واقعی» برای ارجاع به پدر و مادر زیستی استفاده می‌کنه!
    ۲) در مورد یادآوری شباهت‌های ظاهری، منابعی که تا به این جا خونده‌ام نظرشون برعکس نظر سخن‌ران بود: زیاد خونده‌ام که پیشنهاد می‌کنن سعی کنین از شباهت‌های (و همین‌طور تفاوت‌های) ظاهری و رفتاری فرزندتون با خودتون صحبت کنین. دست کم هر روز یک بار در مورد بخش‌هایی از ظاهرش که به پدر و مادر یا اطرافیان شبیه‌اند صحبت کنین.

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۱ آذر, ۱۳۹۴ در ۹:۵۶ ق.ظ

      متاسفانه مسئولان امور فرزندخواندگی در بهزیستی نیز از فرزند واقعی و اصلی استفاده می‌کنند. با این که من بارها در پاسخ از فرزند زیستی استفاده کردم اما باز هم آن را به کار می‌برند. در مقاله‌ها هم من آن را به فرزند یا والدین زیستی تغییر می‌دهم و گرنه خودشان همان واقعی یا اصلی را به کار برده‌ام. در مورد این نوشته نیز مشکلی پیش آمد که مجبور شدم دوباره آن را آپلود کنم و فکر می‌کردم نسخه‌ی ویرایش‌شده را آپلود کرده‌ام. همین الان ویرایشش می‌کنم.

      پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۱ آذر, ۱۳۹۴ در ۱۰:۴۶ ق.ظ

      با توجه به نظر شما متن را اصلاح و توضیحی نیز درباره‌ی آن به ابتدای مطلب اضافه کردم. ممنون که به بهبود مطلب کمک کردید.

      پاسخ دادن
  • آسمان۱۳ بهمن, ۱۳۹۴ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    باسلام. مطالب بسیار مفید هستند. سپاسگذارم. من برای دخترم ک پیش دبستانی هست گفتم ک آدمها ۲جور بچه دار میشن یکی بچه در شکم مادر و دیگری بچه هایی که اشخاص دیگه دنیا میارن. در مورد اصطلاح فرزندخواندگی توضیح ندادم ولی میدونه از دسته دومه. نظرتون؟ ممنون

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۳ بهمن, ۱۳۹۴ در ۹:۴۹ ق.ظ

      بهتر است با متخصص روان‌شناسی کودک که با فرزندخواندگی نیز آشنا باشد، مشورت کنید. صحبت از این موضوع در سن‌های مختلف رخ می‌دهد و هر بار شکل گفتن و میزان گفتگو در این باره متفاوت است. گرفتن مشاوره در این خصوص بهترین راه است. چون هر فردی ویژگی‌های خاص خودش را دارد و باید متناسب با ویژگی‌های فرزندتان در این باره با وی گفتگو کنید.

      پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!