یادم میاد اون قبلاها عمله، افغانی یا مونگول ناسزا بود و البته حرام‌زاده که ناسزا بود و هست. چیزی که بسیار من رو غمگین می‌کنه اینه که یک موقعیت مثل کارگر بودن یا یک بیماری چطور می‌تونه باعث تحقیر کردن یک انسان باشه. به نظر من فردی که این حرف رو می‌زنه قبل از طرف مقابل، خودش و طرز تفکر خودش رو تحقیر کرده. واقعا تو این دور و زمونه دیگه وقتش نیست که دایره‌ی لغاتمون و تفکر پشت هر کدومشون رو یه خونه‌تکونی اساسی بکنیم؟
چه جوری پا به این دنیا گذاشتن ما نشونه‌ی پاکی و کثیفی یا خوبی و بدی ما نیست، بلکه چطور قدم زدن‌مون توی زندگی خودمون و اطرافیان‌مون نشونه‌ی خوبی و بدی ما هستش. باز هم می‌گم اصلا به درست و غلط بودن این که یک پدر‌ومادر بیرون چارچوب ازدواج بچه‌دار میشن کاری ندارم اما اینجا دور‌وبر خودم می‌بینم دخترها و پسرهایی رو که این طور به دنیا اومدند و تربیت، منش و طرز زندگی‌شون بسیار زیباتر و معقولانه‌تر از خیلی افراد دیگه با این طرز تفکرهای متحجرانه هستش. خیلی وقت‌ها ما بدون این که روی حرف‌هامون یه کوچولو فکر کنیم، اون‌ها رو به زبون می‌آریم. من از حدود سن بیست و دو سالگی برای تحصیل و تنها به خارج از کشور رفتم. یادم میاد همین چند سال پیش یک نفر برای این که من رو تحقیر کنه دقیقا چشم در چشم به من گفت: همه‌ی دخترهایی که خارج از کشور زندگی کرده‌اند، دریده هستند. جواب من فقط یک لبخند بود چون دقیقا مقابل خودم داشتم ذهنی کاملا دریده و از هم فرو پاشیده رو می‌دیدم که بی‌پروا حرمت خودش رو جلوی روی من پاره پاره می‌کرد.
هر انسانی یک طرز تفکر و بینش نسبت به مسایل اطراف داره که میتونه با نفر کناریش کاملا در تضاد باشه ولی اینکه چون اون فرد کناری سبک زندگی‌اش یا موقعیتش توی قالبی که ما از انسان خوب و کامل توی ذهنمون درست کردیم نمی‌گنجه که این اجازه رو به ما نمی‌ده که بهش حمله‌ور بشیم.
همیشه فکر میکنم دنیا چقدر جای زیباتری میشد تا ما به هم اجازه می‌دادیم با هر طرز تفکر،منش،مذهب،نژاد و… کنار هم آروم می‌گرفتیم و قرار.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!