80979هفته پیش در برنامه تلویزیونی ماه عسل کودکی را به خانواده‌ای واگذار کردند. این اقدام واکنش‌های بسیاری را برانگیخت و برخی از عوامل سازنده برنامه ناگزیر از پاسخ شدند. پاسخ‌های ایشان و پخش تصاویر از پشت صحنه برنامه، نشان داد که برای سازندگان برنامه «غافلگیری» پدر و مادری که فرزندشان را از دست داده‌اند و بوق زدن ماشین‌ها در تاریکی شب و خریدن چند تکه لباس توسط اهالی پردیس، اهمیتش از هر چیزی بیشتر است.

به طور معمول کودکانی در سن و سال شاهین، کودکانی بدسرپرست هستند و نه بی‌سرپرست؛ کودکان بدسرپرست بر اساس قانون فعلی، به صورت سرپرستی موقت در خانواده‌ی امین زندگی می‌کنند. در این برنامه هیچ اشاره‌ای به این قضیه نشد که کدام یک از مراحل طی شده است؛ اما در هر صورت روند قانونی طی نشده است. ابعاد غیرانسانی این برنامه‌سازی در نوشته‌های دیگری که پیوندشان در انتهای این نوشته آمده است، من تنها جنبه‌ی حقوقی ماجرا را بازگو می‌کنم.

اگر فرض کنیم همه مراحل هم طی شده باشد، پس از معرفی کودک برای سرپرستی، پدر و مادر به همراه نماینده سازمان بهزیستی و گاهی خود کودک باید به دادگاه مراجعه کند تا قاضی حکم سرپرستی را برای پدر و مادر صادر نماید. سازمان بهزیستی نمی‌تواند بدون حکم قاضی سرپرستی کودکی را به خانواده‌ای بدهد. فرقی نمی‌کند که این سرپرستی موقت برای خانواده‌ی امین باشد؛ یا سرپرستی آزمایشی ابتدای روند سرپرستی دایم یا سرپرستی دایم و اجازه صدور شناسنامه به نام پدر و مادر. اما در این برنامه به اعتراف سازندگان چنین روندی طی نشده است.
علاوه بر روال قانونی، روال اداری نیز وجود دارد و آن معرفی پدر و مادر به شورای فرزندخواندگی است. مصاحبه و یازدید از محل سکونت فرد، گرفتن گواهی عدم سوپیشینه، گواهی پزشکی قانونی مبنی بر سلامت جسم و روان و عدم اعتیاد به الکل و مواد مخدر و روان‌گردان‌ها. درست است که این خانواده چنین مسایلی را نداشته است. اما طی تمام اینها برای سپردن کودک به یک خانواده ضروری است.

از کارشناسان تلویزیونی انتظاری نیست. آنها بسیار بی‌سواد و ناآگاه از واقعیت‌های جامعه هستند و البته بسیار پرمدعا و خودعلامه‌دان. سریال دیگری هم بود که موضوع آن فرزندخواندگی بود و پر بود از پراکندن تصویرها و تصورهای غلط از فرزندخواندگی. سازمان بهزیستی به این برنامه اعتراض کرد، اما این بار متاسفانه خود سازمان بهزیستی بانی رواج دیدی نادرست به مقوله فرزندخواندگی شد. حمیدرضا الوند، مدیر کل امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، در مصاحبه‌ای به «نیکوکارهای پفک‌نمکی» و تلاش بهزیستی برای حذف آنها اشاره می‌کند، اما متاسفانه بهزیستی به خیل این نیکوکارهای پفک‌نمکی می‌پیوندد.

اعتماد به تلویزیون مدت‌هاست از دست رفته است اما هنوز بسیاری – از جمله من – به سازمان بهزیستی اعتماد دارند. اما این اقدام اعتماد را مخدوش می‌کند. اگر سازمان بهزیستی به بازسازی اعتماد از دست رفته باور دارد، باید شاهین را تا طی روال قانونی به یکی از مراکز نگهداری کودکان تحت نظارت بهزیستی بازگرداند و مهم‌تر از آن افرادی که در سازمان بهزیستی با برنامه ماه عسل همکاری کرده‌اند و مقدمات انجام این نمایش غیرانسانی و غیرقانونی را فراهم کرده‌اند، برای مجازات به محاکم قضایی معرفی نماید.

چند نوشته درباره‌ی این برنامه‌ی ماه عسل

برانگیختن احساسات به چه قیمت؟ نوشته‌ی پیام فروتن
ببخشید اگر دیده شدیم، نوشته‌ی مریم نوابی‌نژاد، کارشناس برنامه ماه عسل در دفاع از برنامه و پاسخ به نقد آقای فروتن
امیدوارم روز به روز بیشتر دیده شوید، نوشته‌ی پیام فروتن

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۱۲ پاسخ

  • مونا۵ مرداد, ۱۳۹۲ در ۲:۵۴ ب.ظ

    البته ممکنه این به دلیل بوده باشه که این پدر و مادر در بهزیستی پرونده داشتن و یک بار دیگه به عنوان پدر و مادر مناسب انتخاب شده اند بنابراین این خیلی عجیب نیست نقد من به رفتار غیرانسانی و غیراخلاقی اینها بود که به لحاظ احساسی شرایط خوبی رو فراهم نکرده بودن و اینکه حتی گفته بشه که این “هدیه ما به شما” احمقانه ترین حرفی بود که میشد جلوی یه بچه هشت ساله گفت.

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۵ مرداد, ۱۳۹۲ در ۳:۳۹ ب.ظ

      داشتن پرونده در بهزيستي، به منزله كامل بودن پرونده نيست. حتي اگر قاضي پيشتر صلاحيت شما را تاييد كرده باشد، بعد از مشخص شدن كودكي كه سرپرستي وي به خانواده‌اي داده مي‌شود بايد كودك به همراه خانواده سرپرست به دادگاه مراجعه كنند و قاضي حكم سرپرستي همان كودك را صادر كند. قاضي حكم كلي كه شما مي‌توانيد سرپرستي كودكي را داشته باشيد، صادر نمي‌‌كند و اگر هم صادر كند، چنين حكمي تنها مجوزي براي تشكيل پرونده در بهزيستي است كه مطمئن شود اين فرد صلاحيت‌ها را دارد و پس از مشخص شدن مراحل انتظار به احتمال زياد دادگاه راي سرپرستي وي را صادر مي‌كند. حتي براي سرپرستي موقت و خانواده امين هم اين حكم صادق است. تمامي مستندات صلاحيت از جمله عدم سوپيشينه، عدم اعتياد به الكل و مواد مخدر و سلامت جسم و روان و … اعتبار كوتاه‌مدتي دارند و بايد موقع سپردن سرپرستي كودك همچنان معتبر باشد و قاضي بر مبناي آنها راي بدهد. هيچ كدام از اين روال‌ها طي نشده است.

      پاسخ دادن
  • حنانه۶ مرداد, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۴ ب.ظ

    اولا که تعبیر پامنبری در نوشته تون بی ادبانه است. پامنبری های ماه عسل! مردمی که مقلد اند و فکر نمی کنند و … هستند.
    دوم این که شما جای بچه ی بی سرپرست نیستید که آرزوش و نیازش داشتن یه خانواده است.
    سوم این که با مسئولان بهزیستی هماهنگی شده بود. به قول شما اگر به صدا و سیما اعتمادی نیست به بهزیستی اعتماد هست. اونها قوانین رو میدونند و صدا و سیما که به زور نرفته بچه رو بدزده و …!؟

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۷ مرداد, ۱۳۹۲ در ۱:۳۲ ق.ظ

      در متن توضيح كافي داده شده است كه چرا اين اقدام غيرقانوني است. سپردن سرپرستي يك كودك به يك خانواده از اختيارات سازمان بهزيستي نيست و بايد حكم سرپرستي را قاضي دادگاه صادر نمايد. براي صدور حكم نيز بايد مرد و زن سرپرست به همراه كودك به قاضي معرفي شوند و بر اساس مستنداتي كه قانون مشخص كرده است، قاضي حكم سرپرستي را صادر نمايد. در حالي كه در اين برنامه پدر و مادر از اين موضوع اطلاعي نداشتند كه نزد قاضي رفته باشند. اعتماد به بهزيستي هم به اين معنا نيست كه همه كارهايش كاملن درست است. بلكه به اين معناست كه پتانسيل اصلاح اين خطاي فاحش و اقدام غيرقانوني را در آن وجود دارد. اگر چنين خطاهايي بدون هيچ واكنشي از سوي بهزيستي باشد، اين اعتماد مخدوش خواهد شد.
      در خصوص اين كه نويسنده جاي بچه بدون سرپرست نيست، تنها يك نكته را يادآور مي‌شوم كه هر كودكي نيازمند داشتن خانواده است. اما اين امر روالي حقوقي دارد كه اين نوشته به طي نكردن اين روال اعتراض كرده است. اين نوشته با سپردن سرپرستي يك كودك به اين خانواده عزيز مخالف نيست بلكه با برگزاري اين نمايش تلويزيوني است كه مخالف است. قرار دادن عامدانه كودكي هشت ساله در معرض چنين شوك احساسي مصداق بارز كودك‌آزاري است، آن هم با توجيه‌هايي از جنس ايجاد غافلگيري. سرپرستي يك كودك مسئله‌اي نيست كه بتوان غافلگيرانه به كسي سپرد، حتي اگر مدت‌ها در پي آن بوده باشند.
      متاسفانه بسياري از واكنش‌ها به اين موضوع ناشي از احساسات است، احساساتي كه با وجود بي‌آلايشي و نيت خيرخواهانه نسبت به روال نامناسب و غيرقانوني و همچنين آسيب‌هاي رواني كودك و خانواده‌اي كه كودك به آنها سپرده مي‌شود، توجه كافي ندارد.
      من هم دوست دارم كه 25000 كودك بدون‌سرپرست و بدسرپرست همگي در خانواده‌اي مهربان و عزيز چون خانواده‌‌اي كه در برنامه ماه عسل حضور داشتند، زندگي كنند. اما اين دليل نمي‌شود كه كساني چون احسان عليخاني و خانم نوابي‌نژاد كارشناس برنامه براي جلب مخاطبان و گرفتن اشك بينندگان خود، براي حقوق كودك احترامي قايل نشوند، آسيب‌هاي رواني و شوك‌هاي احساسي شديد به كودك و خانواده‌اي داغدار را فداي تعداد بيننده‌هاي بيشتر برنامه‌اشان بكنند و …
      تعبير پامنبري هم از همين منظر استفاده شده است كه گرفتن اشك اولويت شده است.

      پاسخ دادن
  • روزبه۹ مرداد, ۱۳۹۲ در ۲:۲۲ ق.ظ

    من این برنامه رو ندیدم و برای همین هم نتونستم درست متوجه بشم که مساله چی بوده و جریان از چه قرار بوده. لینک یا متنی در مورد خود موضوع در دسترس دارین؟

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۹ مرداد, ۱۳۹۲ در ۹:۲۸ ق.ظ

      داستان از اين قرار است؛
      1. سال‌ها پيش پدر و مادري كودكي را به فرزندي مي‌گيرند. بعد از مدتي معلوم مي‌شود كه كودك بيماري صعب‌العلاجي دارد. بهزيستي به آنها پيشنهاد مي‌دهد كه كودك را به بهزيستي بازگرداند و كودك ديگري به آنها بدهد. اين پدر و مادر عزيز قبول نمي‌كنند و «ميلاد» پيش آنها مي‌ماند.
      2. يكي دو سال پيش ميلاد و پدر و مادرش در برنامه‌‌اي تلويزيوني شركت مي‌كنند تا از آنان تقدير شود.
      3. چندي پيش ميلاد تاب بيماري را نياورد و پس از بيست و چند سال زندگي فوت كرد. امسال دوباره در همان برنامه پدر و مادر ميلاد شركت كردند. گفتند سال‌ها پيش از بهزيستي خواسته‌اند سرپرستي كودك ديگري را به آنها بسپرد و بهزيستي هميشه امتناع كرده است. ناگهان در پايان برنامه، مجري از حضور مهمان ديگري خبر داد. مهمان ديگر، كودكي هشت ساله بود كه مجري آن را هديه‌اي به پدر و مادر داغدار دانست. بي‌هيچ مراتب قانوني و راي دادگاه و ادعاي اين كه مراحل قانوني طي شده است. پدر و مادر و كودك بي‌خبر از اين ماجرا، فقط براي ايجاد غافلگيري تا اشك بيشتري از بييننده‌ها گرفته شود.

      در پيوندهاي نوشته نيز ماجرا توصيف شده است، به خصوص نوشته خانم نوابي‌نژاد، كارشناس برنامه. با جستجوي كليدواژه‌هاي «ماه عسل» (نام برنامه)، «ميلاد» و «شاهين» (نام كودك هشت ساله) مي‌توانيد فيلم برنامه را بيابيد.

      پاسخ دادن
  • مهسا۱۸ مرداد, ۱۳۹۲ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    از نگاه منتقدانه و اگاهانه ای که در این موضوع داشتین بسیار سپاسگذارم . من شاهین این قصه رو از زمان نوزادی که توی شیر خوار گاه آمنه بود میشناسم و از نزدیک شاهد طی شدن دوران خردسالی اش بودم . میدونم که تمام این بچه ها یک آرزوی بزرگ و البته گنگ دارن اونم رفتن به خونه یا مامان بابا دار شدنه . اما با نگاه شما موافقم توی تمام مراکز بهزیستی و خصوصا شیر خوار گاه ها نوزادارن و کودکان با طی روال کاملا قانونی و طی کردن یه زمان دوتا پنج ماه به والدین مشمول شرایط سرپرستی واگذار میشن و در این بین البته که حق خود کودک برای پذیرفتن والدین در بیشتر موارد احقاق میشه . این نکته که کودک با شرایط جدید باید زمان کافی برای تطبیق داشته باشه در نظر گرفته میشه موردی که در خصوص شاهین نادیده گرفته شد !!! شاهین پسر باهوش و فوق العاده احساسی و با نشاطی هست اما توی اون شب و اون برنامه و حتی توی مراسم استقبال مردم پردیس من هر چه بیشتر به صورت کوچولوی شاهین نگاه کردم آثاری از وجد و خوشحالی برای تحقق آرزوی بزرگش پیدا نکردم . افسوس که این وسط هیچ کس نگفت شاهین دوست داری یه بابای 50 60 ساله داشته باشی اصلا دوست داری این خانم مادرت بشه . شاهین توی بهتی بود که حداقل مسئولان همین برنامه تلویزیونی هم نتونستن انکارش بکنن ! به نظر من ، منی که چند سال خاله ی مهسای شاهین بودم و شاید کمی بیشتر از یه ببیننده ی تلویزیونی ( در نگاه اولیه و خام ) باید از مامان بابا دار ! شدنه شاهین خوشحال بشم ،این اقدام یک شوک احساسی و روانی کاملا جدی برای شاهین بود . عکس العمل من موقع پخش این برنامه تنها و تنها افسوس و افسوس بود ، نه شادمانی !!! در این بین حتی حقوق والدین هم نادیده گرفته شد آیا اون خانم و اقای بسیار محترم فرزندی شاهین رو با دل و جون میپذیریند آیا از اینکه شاهین رو نشناخته و ندیده به سرپرستی قبول کنند راضی و خوشحالند یا نسبت به این عدم شناخت و ناآگاهی از روحیات شاهین کمی نگران ؟

    مطمئن باشید من بیشتر از خیلی ها دوست داشتم و دارم و روزها با آرزوی بزرگ این کوچولوی های پاک منم آرزو کردم تا براورده بشه کوچولوهای پاکی مثل شاهین ، ایمان ، علیرضا ، سجاد و…. که خیلی های دیگه که شاید به لحاظ مادی میشه گفت کمبودی رو حس نمیکنند مخصوصا در آمنه اما به لحاض احساسی و عاطفی پر از خلاء های عمیقی هستن که یک حرکت اشتباه ما ، مسئولین و جامعه در قبال این موضوع میتونه به یک ضربه ی جبران ناپذیر توی زندگیشون تا همیشه تبدیل بشه . کاش و ای کاش مردم عزیز و مهربون وقتی برای دیدن و ملاقات( به قول خود بچه های بهزیستی ) این بچه ها میان به جای خرید انواع خوراکی و اسباب بازی براشون حس اطمینان و اعتمادی رو که ندارند هدیه بیارن . کاش میتونستن جواب یه عالمه سوال های بیجواب ذهن کوچیکشون رو داشته باشن اما افسوس و صد افسوس که چنین امری اتفاق نیوفتاده و نمیدونم شاید نمی تونه اتفاق بیوفته .

    خاله مهسای شاهین

    پاسخ دادن
  • sama۱ شهریور, ۱۳۹۲ در ۸:۰۰ ب.ظ

    سلام من اون برنامه رو دیدم به با نظر خاله مهسا کاملا موافقم من شاهین رو نمی شناختم ولی این حس غریبی که بین شاهین اون خانم و اقا بود خیلی ازار دهنده بود انگار به هر دو طرف تحمیل بشه امیدوارم بتونن همدیگر رو دوس داشته باشن

    پاسخ دادن
  • نارسی۲۷ آبان, ۱۳۹۲ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    سلام منم برای شاهین کلی گریه کردم که چرا باهاش مثل یه جنس برخورد کردن نه یک انسان انگار بقالیه …(هدیه ما به شما)مونده بود یه روبان قرمزم بهش ببندن
    چرا به دل کوچیکش یا به غرور بچه گانش ویا اعتماد بنفسش فکر نکردن…
    چرا بهزیستی اجازه اینکار راداد مثلا اونها باید مدافع حقوق مادی ومعنوی این بچه ها باشن
    ببخشید خیلی عصبانی بودم برای اینهمه بی فرهنگی

    پاسخ دادن
  • ندا۲۶ تیر, ۱۳۹۳ در ۹:۳۹ ب.ظ

    میدونی با اینکه من خودم پدر دارم. ولی همون دفعه اول که بابای میلادو دیدم با خودم گفتم کاش بابای من اینطوری بود . خوش به حال شاهین که باباش آقای ابراهیمی

    پاسخ دادن
  • الی۱۴ مرداد, ۱۳۹۶ در ۵:۳۱ ب.ظ

    یه جوری بی ادبانه نوشتین انگار که همه راه هارو بستن نخیر اگه احساسی بین دل شاهین کوچولو و اون پدرومادر مهربان بوجود نیاد امکان برگشتن اون به بهزیستی هس هرچند اون پدرومادر در زیبایی و صفای باطن امتحانشون رو پس دادن

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۵ مرداد, ۱۳۹۶ در ۱۲:۳۳ ق.ظ

      واگذاری سرپرستی به این شکل غیرقانونی است. پدرومادر افرادی شایسته بودند و در این موضوع تردیدی وجود ندارد اما شاید به هر دلیلی در موقعیت فرزندپذیری نباشند. کودک کالا نیست که به ناگهان به یک نفر واگذار شود. این پدرومادر بزرگوار نیز باید مراحل قانونی را طی کنند و مهم‌تر این که حقوق کودک رعایت نشده است و زندگی خصوصی وی در برنامه‌ای تلویزیونی افشا شده است.
      و نکته آخر این که چون همه حمله‌های نوشته را به خاطر نداشتم، دوباره بعد از ۴ سال این نوشته را خواندم و نتوانستم بی‌ادبی در آن پیدا کنم. اگر نشانم بدهید، ممنون خواهم شد تا اصلاحش کنم.

      پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!