بچه‌ها در سه تا ‍پنج سالگی خیلی کنجکاو هستند. همه فکر و ذهن‌شان این است که اطراف خود را بهتر بشناسند. مدام می‌خواهند بدانند دوست‌شان دارید، جایشان امن است و همیشه به ما تعلق دارد. خیلی زود از چیزها خسته می‌شود و به محض این که کنجکاوی‌اش خوابید،  سراغ چیز دیگری می‌رود؛ وقتی هم حرف ما طولانی بشود حوصله‌اش سر می‌رود و سراغ کار خودش می‌رود.

بهترین راه برای پاسخ دادن به سوال‌های فرزندتان درباره‌ی فرزندخواندگی این است که خیلی ساده و سرراست به سوال‌هایش جواب بدهید. حس خود را در کلمات منتقل کنید و بگذارید فرزندتان متوجه شود که شما همیشه فرصت حرف زدن دارید. آرام و شمرده درباره‌ی فرزندخواندگی صحبت کنید. به این ترتیب، مهم‌ترین پیام را به فرزندتان می‌دهی؛ فرزندخواندگی چیز خوبی است و او می‌تواند راحت درباره‌ی هر چیزی که به ذهنش می‌رسد، سوال کند.

چرا من تو شکم تو نبودم؟ من و بابات نمی‌تونستیم بچه‌دار بشیم. ولی خیلی دلمون بچه می‌خواست تا بهش عشق بدیم. تو در شکم مامان دیگه‌ات بودی. وقتی به دنیا اومدی، من و بابات تو رو به فرزندی گرفتیم. منم دوست داشتم تو شکمم بودی.

چرا مَنو به فرزندی گرفتید؟ چون دلمون بچه می‌خواست که بهش عشق بدیم.

چرا مامان اولم نگهم نداشت؟ گاهی یه مرد و زن بچه‌دار می‌شن، اما نمی‌تونن ازش مراقبت کنن. ربطی به بچه نداره. برای همین دنبال کسی می‌گردن که بتونه مواظب بچه باشه.

مامان اولم چه شکلی بود؟ می‌خوای بدونی مامان زیستی‌ات چه شکلی بوده؟ اگر می‌دانید که او چه شکلی بوده است، برایش تعریف کنید. اگر هم نمی‌دانید، چیزی شبیه این بگویید که «اگه تو به اون رفته باشی، خیلی خوشگل بوده.» بعد با هم سعی کنید صورتش را مجسم کنید یا از فرزندتان بخواهید که تصویرش را نقاشی کند.

راحت و ساده حرف بزنید

 همه‌ی بچه‌ها از یک مرد و یک زن به دنیا می‌آیند. درک این موضوع برای بچه‌ها سخت نیست.

خانواده به شیوه‌های مختلفی ایجاد می‌شود. بچه‌ها در خانواده‌ای که به دنیا می‌آیند، بزرگ می‌شوند یا با خانواده‌ای که آنها را به فرزندی می‌گیرند.

گاهی مردها و زنها بچه‌دار نمی‌شوند، برای همین بچه‌ای را به فرزندی می‌گیرند.

گاهی مامان و بابای نمی‌توانند از بچه‌ای که به دنیا آورده‌اند مراقبت کنند، برای همین خانواده‌ی دیگر که می‌توانند مواظبش باشند، او را به فرزندی می‌گیرند.

گاهی خانواده‌ها بچه‌ها را از جاهای خیلی دور به فرزندی می‌گیرند.

نمونه‌ی یک گفتگو
وقتی فرزند سه ساله‌تان که وقتی نوزاد بوده است او را به فرزندی گرفته‌اید، برای اولین بار زنی حامله را می‌بیند، سوال‌های زیادی در ذهنش ایجاد می‌شود.

– مامان، من هم تو شکم تو بودم.
– شما تو شکم مامان اولت بودی. وقتی که مامان اولت تو رو به دنیا آورد، من و بابات تو رو به فرزندی گرفتیم.
– چه جوری منو از تو شکم مامان اولم گرفتید؟
– مامان اولت نمی‌تونست از هیچ بچه‌ای مراقبت کنه. ما هم بچه می‌خواستیم تا بهش عشق بدیم. برای همین تو رو به فرزندی گرفتیم.

اگر فرزندتان درباره‌ی فرزندخواندگی سوال نکرد
بعضی‌ها فکر می‌کنند اگر بچه‌ای درباره‌ی فرزندخواندگی سوالی نکند، حتمن برایش سوالی پیش نیامده است. اما بچه‌‌هایی که چیزی نمی‌پرسند، حرف‌هایشان را پیش خودشان نگه می‌دارند. با گفتن یک جمله ـ می‌دونی فلانی را به فرزندی گرفته‌اند ـ اجازه‌ی پرسیدن به وی بدهید.

راه‌های حرف زدن درباره‌ی فرزندخواندگی
قبل از این که پاسخی به پرسش فرزندتان بدهید، مطمئن شوید که دقیقن چه چیزی را پرسیده است.

از فرزندتان بخواهید که احساسش را صریح بگوید. مثلن از او بخواهید برای پدر و مادر زیستی‌اش نامه بنویسد، تصویرش را بکشد یا از عروسک‌هایش برای بیان احساسش استفاده کند.

با هم کتاب‌هایی درباره‌ی فرزندخوانده‌ها بخوانید. خواندن کتاب در موقع خواب، خیلی صمیمانه و موثر است. بچه‌ها موقعی که خوابشان می‌کنید، احساس امنیت می‌کنند و خیلی راحت سوال می‌کنند.

حرف‌های فرزندتان را دوباره با زبان خودتان تکرار کنید. با این کار معلوم می‌شود که به حرف‌هایش خوب گوش می‌کنید  و برای شما جالب هستند.

چرا صحبت کردن درباره‌ی فرزندخواندگی مهم است
بچه‌ها در این سن لازم است …

مطمئن شوند که خواستنی و دوست‌داشتنی هستند و آنها را به دلیل کارهایی که کرده‌اند یا نکرده‌اند به فرزندی نداده‌اند.

مطمئن شوند که ما مراقب‌شان هستیم. وقتی بچه‌ها می‌فهمند فرزندخواندگی چیست، به آنها اطمینان بدهید که می‌توانند از شما هر سوالی درباره‌ی آن بپرسند.

مطمئن شوند که فرزندخواندگی همیشگی است و اگر رفتارشان خوب نباشد، رها نمی شوند.

بشنوند که فرزخواندگی شرم‌آور نیست و یکی از شیوه‌های شکل‌ گرفتن خانواده است.

9886فرزندخواندگی را به عنوان شکلی از خانواده ب‍پذیرند. هر چند بیشتر بچه‌ها فرزندخوانده نیستند، اما فرزندخواندگی از زمان‌های بسیار قدیم در بین بشر بوده است. بچه‌ها نسبت به روابط شفاف هستند و آنچه را ما طبیعی بدانیم، آنها هم طبیعی می‌دانند.

احترام ما را نسبت به ‍پدر و مادر زیستی‌‌شان ببینند. اگر چیز بدی درباره‌ی آنها می‌دانیم یا شنیده‌ایم، باز هم باید این پیام را به کودک‌مان بدهیم که آنها آدم‌های خوبی بودند و همه‌ی تلاش‌شان را کرده‌اند. بچه‌ها باید فکر کنند در خانواده‌ای شاد به دنیا آمده‌اند.

ببینند که ما می‌پذیریم که آنها از فرزندخوانده بودن خود ناراحت و دلخور باشند. احساس ناخوشایند صمیمت خانواده را به خطر نمی‌اندازد. صحبت کردن درباره‌ی ناراحتی‌ها، خانواده را به هم نزدیک‌تر می‌کند.

با شیوه‌ی حرف زدن مثبت درباره‌ی فرزندخواندگی آشنا شوند. آنها «سرراهی» یا «پرورشگاهی» نیستند. وقتی دیگران یا فرزندتان از واژه‌های نامناسب درباره‌ی فرزندخواندگی استفاده می‌کند، حرف آنها را با واژه‌های مناسب تکرار کنید.

مطمئن شوند که شما همیشه آماده‌ی گفتگو درباره‌ی فرزندخواندگی هستید. حتی وقتی بزرگ‌تر بشوید و سوال‌ها و احساس‌هایتان نیز بزرگ‌تر و پیچیده‌تر شود.

این مقاله برگرفته از نوشته‌ای است که  در وب‌سایت خانواده‌های فرزندپذیر منتشر شده است.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۴ پاسخ

  • شمیم۲۵ شهریور, ۱۳۹۲ در ۱:۲۳ ب.ظ

    مطلب خیلی جالب و مفیدی بود تو وبم به دوستان توصیه می کنم که آن را بخوانند

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۲۵ شهریور, ۱۳۹۲ در ۲:۱۶ ب.ظ

      ممنون

      پاسخ دادن
  • شیما۱۶ مهر, ۱۳۹۲ در ۹:۱۲ ق.ظ

    سلام. مطلب جالبی بود. اینها سوالاتی هستند که در ذهن من و امثال من که در شرف فرزند پذیری هستیم دائم رژه میروند. جوابها خیلی واضح و رک بود! نگران این هستم که نکنه این مطالب ترجمه مطالب خارجی باشه و با فرهنگ مردم کشور ما خیلی سازگار نباشه! یعنی واقعا میشه توی ایران به یه فرزند خوانده اینقدر واضح و رک حرف زد؟ خدا کنه مشکلی پیش نیاد.

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۶ مهر, ۱۳۹۲ در ۳:۲۲ ب.ظ

      این مطالب همان‌طور که در متن هم اشاره شده است، ترجمه است. نگرانی شما از این که آیا این توصیه‌ها با فرهنگ و فضای زیست ما سازگار است یا خیر، کاملن منطقی است. اما همین توصیه‌ها می‌تواند ایده‌هایی را در ذهن ما بیدار کند، افقی را پیش چشم ما بگشاید و به این ترتیب پاسخ خاص خودمان را بیابیم. خیلی بهتر بود که تجربه‌های ایرانی هم وجود داشت تا از آنها یاد بگیریم. اما متاسفانه در این زمینه مطلبی منتشر نشده است. مادران و پدران فرزندپذیر نیز به نشر تجربه‌ها خود نمی‌پردازند تا از خلال این تجربه‌ها یاد بگیریم.

      پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!