1146479_456925254422442_342650663_nشادی صدر
این نوشته در صفحه فیس‌بوک شادی صدر منتشر شده است.

در این نوشته آمده است که مصوبه اولیه مجلس ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را ممنوع می‌کرد و اگر کسی می‌خواست با فرزندخوانده‌اش ازدواج کند ابتدا سرپرستی از او گرفته می‌شد و بعد می‌توانست از سرپرست جدید درخواست ازدواج کند. در حالی که مصوبه اولیه مجلس ازدواج بین سرپرست و فرزندخوانده را چه در زمان حضانت و چه بعد از آن ممنوع می‌کرد.

روز ۳۱ شهریور، مجلس، برای تامین نظر شورای نگهبان که ممنوعیت ازدواج با فرزندخوانده را خلاف شرع تشخیص داده بود، ماده ۲۷ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست را به گونه‌ای تصویب کرد که ازدواج با فرزندخوانده به حکم دادگاه، امکان‌پذیر باشد. در چند روز گذشته، نه فقط از طرف نمایندگان مجلس که از سوی برخی از صاحب‌نظران این موضوع مطرح شده که تا پیش از این مصوبه، ازدواج با فرزندخوانده کاملا آزاد بوده و حالا مجلسیان در جهت حمایت از کودک آمده‌اند آن را مشروط به اجازه دادگاه کرده‌اند و مدافعان حقوق زنان و کودکان بی‌دلیل جوگیر شده‌اند و تازه وضعیت الان بهتر از سابق شده است! فکر می کنم لازم است پاسخ خودم را به این که چرا این مصوبه را “قانونی شدن تجاوز به کودک” می‌دانم بگویم. قانون مدنی مصوب ۱۳۰۷، وقتی فهرست کسانی را که ازدواج با آنها ممنوع است بر می‌شمارد، فرزندخوانده در بین آنها نیست. بنابراین، از نظر حقوقی خالص، امکان ازدواج با فرزندخوانده متصور است. اما در همان علم حقوق و اتفاقا در مقدمه علم حقوق که دانشجویان ترم اول همه می‌خوانند، مبحثی وجود دارد به عنوان “قوانین متروک”؛ یعنی قوانینی که اگر چه در کتاب‌های قانون وجود دارند اما جامعه هیچ‌گاه آنها را اجرا نمی‌کند و به مرور، به دست فراموشی سپرده می‌شوند. در مورد ازدواج با فرزندخوانده نیز به نظر من تا پیش از مصوبه مجلس چنین وضعیتی وجود داشته است. من در تمام سی و پنج سالی که در ایران زندگی کردم و تمام سال‌های وکالتم حتی به یک مورد از این گونه ازدواج‌ها برنخوردم. خانواده‌های مذهبی، وقتی کودکی را به فرزندخواندگی می‌پذیرفتند، برای این که مشکل محرم و نامحرم درون خانواده را حل کنند، با یکی از اعضای خانواده، صیغه‌ای خوانده می‌شد که عوام به آن “صیغه محرمیت” یا حتی گاهی اوقات صیغه پدری- فرزندی می‌گفتند. فقط حقوق‌خوانده‌ها و فقه‌دان‌ها می‌دانستند که صیغه محرمیت در شرع اسلام وجود ندارد و آنچه خوانده شده، از نظر ماهیت، صیغه نکاح است. نه کاغذی رد و بدل می شد، نه در دفتر ثبت ازدواج و شناسنامه طرفین ثبت می‌شد و نه “ازدواج” به معنای ازدواج، مد نظر آن والدین مذهبی بود. بنابراین، رابطه آن پدر با فرزند، رابطه پدر و فرزندی می‌ماند تا آخر. اگر مجلس و شورای نگهبان هم دست به ترکیب این موضوع نمی‌زدند، جامعه به آسانی و بنا به عرف هر خانواده‌ای می‌توانست این سنت را ادامه دهد بی آن که نگرانی برای تجاوز به دخترخوانده بیش از تجاوز به دختر واقعی [زیستی] باشد (آزار جنسی کودکان در خانواده، در ایران مثل

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

ديدگاه غيرفعال مي باشد!