
بالاخره بعد از سه سال دوندگی، توانستم مجوز اجرایی قانون را بگیرم. کسانی که مرا میشناسند، میدانند که با شکایت به دیوان عدالت اداری، سازمان تامین اجتماعی مجبور به اجرای این قانون شد. این برای من موفقیت بزرگی است. هر چند که دخترکم الان سه سال و نیمه است و من اون موقعی که بیست روزش بود و نیاز داشت پیشش باشم، نبودم. بارها و بارها به دیوان عدالت اداری، سازمان تامین اجتماعی و آموزش و پرورش مراجعه کردم. جوری که از نگهبان تا رییس مرا میشناختند و میدانستند برای چی آمدم. روزی که بهم خبر دادند که برای پرداخت حقوق مدارک ببرم، دایره حقوقی سازمان تامین اجتماعی میگفتند سرسختتر از شما ندیدیم. همه با یکی دوبار نه شنیدن میروند. اما شما ادامه دادی. گفتم حق مسلم دخترکم بود. برای گرفتنش تو دهن شیر هم میروم. دخترک من فرقی با دخترک بقیه نداره. چند برابر این حقوق رو صرف نفس تازه کردن کردم تا از پلههای شما بالا بیایم و برسم طبقه پنجم. هفتهای یک بارحداقل میرفتم.
امیدوارم کسانی که از این به بعد برای فرزندخواندگی اقدام میکنند، بتوانند از این قانون استفاده کنند. همین که بقیه مادرهایی که شرایط مشابه من دارند، میتوانند روزهای اول کنار فرزند دلبندشان باشند، برایم کافیه. برق رضایت چشمهاشون، لبخند روی لبهاشون، یک دنیا برایم ارزش دارد.
گفتند شش ماه برای زنانی است که زایمان دارند. سه ماه برای مادر و سه ماه برای کودک. شما چون خودتان زایمان نداشتید آن قسمت شامل حالتان نمیشود. قانونش را نشانم دادند. ماده و بندش یادم نیست. گفتند خانمهایی که سقط میکنند هم همین شرایط را دارند. آن سه ماه مراقبت از کودک شامل حالشان نمیشود و فقط سه ماه مادر را میتوانند استفاده کنند. البته من با دستور موقت دیوان عدالت اداری، مرخصی بدون حقوق شش ماهه رفتم. الان قرار هست حقوق ۸۴ روزش پرداخت بشه که هنوز نشده.
بالاخره پس از گذشت سه سال و نیم از تصویب قانون، سازمان تامین اجتماعی پذیرفت که زنان فرزندپذیر شاغل نیز حق مرخصی مراقبت از کودک را دارند. این مصوبه با پیگیری مصرانه و سماجت بینظیر یکی از مادران فرزندپذیر و با رای دیوان عدالت اداری به دست آمده است. هر چند سازمان تامین اجتماعی با سواستفاده از ابهامهای قانونی تنها با ۸۴ روز کمکهزینه بارداری را به جای حقوق مرخصی زایمان جا زده است و مرخصی مراقبت از کودک مادران فرزندپذیر را هم به همین مقدار محدود کرده است.
وقتی قانون جدید فرزندخواندگی در سال ۱۳۹۲ تصویب شد، از معدود نکات مثبت آن مرخصی مراقبت از کودک به مادران فرزندپذیر شاغل بود. تعداد کودکانی که سالانه سرپرستی آنها واگذار میشود کمتر از ۱۵۰۰ کودک است. اما سازمان تامین اجتماعی به بهانههای متعدد از پرداخت حقوق مرخصی به زنان شاغل فرزندپذیر شانه خالی میکرد.
ماده۲۱ قانون فرزندخواندگی مصوب ۱۳۹۲ میگوید شخصی که سرپرستی افراد تحت حمایت این قانون را بر عهده میگیرد از مزایای حمایتی حق اولاد و مرخصی دوره مراقبت برای کودکان زیر سهسال (معادل مرخصی دوره زایمان) بهرهمند میباشد. کودک یا نوجوان تحت سرپرستی نیز از مجموعه مزایای بیمه و بیمههای تکمیلی وفق مقررات قانونی برخوردار خواهد شد.
پیگیری مجدانه یکی از مادران فرزندپذیر پس از دو سال به صدور حکم موقت برای مرخصی وی منجر شد. اما هنوز یکوسال نیم راه بود تا حکم نهایی برای اجرای قانون مصوب مجلس صادر شود. در این ۳ سال و نیم بسیاری از زنان فرزندپذیر از مرخصی قانونی خود محروم شدند و اکنون نیز تنها ماده ۲۱ قانون فرزندخواندگی به نحوی تفسیر شده است که تنها ۸۴ روز مرخصی به زنان فرزندپذیر داده میشود. اما چرا ۸۴ روز و نه ۶ ماه. طبق ماده ۷۶ قانون کار، مرخصی زایمان ۹۰ روز است. حقوق دوره مرخصی زایمان نیز مطابق قانون سازمان تامین اجتماعی پرداخت میشود. ماده ۶۷ قانون تامین اجتماعی میگوید «بیمه شده زن یا همسر بیمه شده مرد در صورتی که ظرف یک سال قبل از زایمان سابقه پرداخت حق بیمه شصت روز را داشته باشدمیتواند به شرط عدم اشتغال به کار از کمک بارداری استفاده نماید. کمک بارداری دو سوم آخرین مزد یا حقوق بیمه شده طبق ماده ۶۳ میباشد کهحداکثر برای مدت دوازده هفته جمعا” قبل و بعد از زایمان بدون کسر سه روز اول پرداخت خواهد شد.» این ماده قانونی کمکهزینه بارداری است و به مردان بیمهشده نیز تعلق میگیرد و ارتباطی با حقوق دوره مرخصی زایمان ندارد. ماده ۵۹ قانون تامین اجتماعی به غرامت دستمزد در دوران بیماری میپردازد و خاص بیمهشده است. بنابراین زنان شاغل علاوه بر کمک هزینه بارداری ماده ۶۷ قانون تامین اجتماعی (که نیازی به مرخصی رفتن ندارد و به مردان هم تعلق میگیرد) مشمول حقوق مرخصی زایمان هم میشوند. با این حال سازمان تامین اجتماعی با استناد به ماده ۶۷ قانون تامین اجتماعی تنها با ۸۴ روز مرخصی موافقت کرده است و سالهاست کمکهزینه بارداری را به جای حقوق دوران مرخصی جا زده است.
قوانینی که به مرخصی زایمان مشهور هستند، با عنوان شیردهی به کودک هستند و دیوان عدالت اداری با این استدلال که مادران فرزندپذیر شیر نمیدهند، آنان را مشمول آنها ندانسته است.
علت ریشهای این ابهامها، وجود قوانین متعدد و گاه متناقضی است که در مجلس تصویب میشود. ماده ۶۷ قانون تامین اجتماعی ناظر بر کمک بارداری است و نه مرخصی زایمان. تنها به زنان شاغل تعلق نمیگیرد و مردانی هم که بچهدار میشوند میتوانند با استناد به آن معادل دوسوم حقوق ۸۴ روز خود را به عنوان کمک هزینه بارداری دریافت کنند. ماده ۲۱ قانون فرزندخواندگی مصوب ۱۳۹۲ نیز گفته است شخصی که سرپرستی کودکی را بر عهده میگیرد و شامل زنان و مردان میشود و نه فقط زنان. ماده ۷۶ قانون کار مرخصی زایمان را ۹۰ روز دانسته است و حقوق مرخصی را به قانون تامین اجتماعی حواله کرده است که به صراحت در موردش حرفی نزده است. آنچه به عنوان مرخصی زایمان در قوانین آمده است نیز، در زیر عنوان شیردهی است و نه زایمان.
ماده ۲۱ فرزندخواندگی از مرخصی مراقبت از کودک میگوید و در پرانتز تاکید میکند معادل مرخصی زایمان. بنابراین به نظر میرسد که هدف قانونگذار همان مرخصی دوران شیردهی باشد که برای مراقبت از کودک است. اما سازمان تامین اجتماعی و دیگر سازمانها با سواستفاده از ابهامها پس از ۳ سال و نیم، با کمترین میزان مرخصی موافقت کردهاند و تکلیف جبران خسارت کسانی را که در این ۳ سال و نیم قانون در موردشان اجرا نشده است، روشن نکردهاند.