453571_HCByR2reاین روزها شناسنامه‌ی دخترم داره برام می‌شه یه کابوس. فکر این که با دونستن … خنده‌های از ته دلش کم‌رنگ بشن، چشم‌های پر از حرارتش بی‌فروغ بشن، تو نگاه اطرافیان چیزی غیر از عشق رو جستجو کنه، داره مریضم می‌کنه. واقعا تحمل غمش رو ندارم. می‌دونم به نظرتون شاید باید محکم‌تر از اینا باشم اما نمی‌تونم. چراش رو نمی‌دونم.

شناسنامه گرفتن برای پدران و مادرانی که کودکی را به فرزندی گرفته‌اند به کابوس هر روزه‌ی آنان تبدیل شده است.  در قانون مصوب ۱۳۵۳، پس از اتمام دوره‌ی سرپرستی آزمایشی شناسنامه‌ی کودک با نام فامیل زوج و درج نام کودک در شناسنامه‌ی پدر و مادر جدید وی صادر می‌شد. موضوع فرزندخواندگی نیز در اسناد سجلی در ثبت احوال باقی می‌ماند. اما در قانون جدید این موضوع از نظر شورای نگهبان امکان اختلاط انساب را ایجاد می‌کند. با نظر این شورا برای پرهیز از ایجاد شبهه‌ی فرزند «اصلی» بودن فرزندخوانده، موضوع فرزندخوانده بودن در توضیحات شناسنامه‌ی کودک  تصریح می‌شود. چنین امری با توجه به فرهنگ رایج در ایران مشکلاتی جدی ایجاد می‌کند. حتی اگر قایل به آشکارگی فرزندخواندگی باشیم، به این معنا نیست که درج موضوع فرزندخواندگی در اسنادی که در فعالیت‌های روزمره مثل باز کردن حساب بانکی، ثبت‌نام در مهد کودک یا مدرسه در اختیار دیگران قرار می‌گیرد، مسئله‌ای ایجاد نمی‌کند. بدیهی است که در بسیاری از موارد نیازی به گفتن فرزندخواندگی به دیگران نیست و گفتن این موضوع باید به اختیار افراد گذاشته شود. این که مربی مهد کودک شما بداند رابطه‌ی شما با فرزندتان رابطه‌ای خونی است یا از طریق فرزندخواندگی ایجاد شده است، در بسیاری از موارد نه تنها به فرزند شما کمکی نمی‌کند که دردسرساز است. برای مثال، با چنین قانونی این فرصت به مربیان مهدهای کودک داده شده است که در عمل به جای برخورد مناسب با فرزند شما، تمام کاستی‌های خود را به پای فرزندخوانده بودن وی بنویسند. به این ترتیب در جامعه‌ای که فرزندخوانده بودن با نگرشی مثبت همراه نیست، «انگ فرزندخوانده بودن» می‌تواند بر سرنوشت کودک تاثیری منفی بگذارد.
همین موضوع مادرانی که به تازگی شناسنامه‌ی فرزندشان را گرفته‌اند، نگران کرده است.

سه روز طول کشید تا نامه بگیریم برای ثبت احوال … یه بار من می‌رفتم و همسرم با بچه‌ها تو ماشین بود و یه بار همسرم می‌رفت و من می‌موندم. یکی دو جا هم لازم بود با هم رفتیم. پسرم ازم پرسید اینجا کجاست؟ گفتم دادگاه.  گفت می‌ری پیش کی؟ گفتم قاضی.  گفت بهت آمپول می‌ده؟ گفتم نه، نامه می‌ده. ولی وقتی بالاخره دادنامه رو دادن دستمون، دیدم همچین دردش کمتر از آمپول نیست.
متن دادنامه از پیش تایپ شده و حالت فرمی بود که توسط قوه‌ی قضاییه ابلاغ شده بود. قاضی تقصیری نداشت و اتفاقا خیلی هم باهامون همراهی کرد. اما تو دادنامه خطاب به ثبت احوال نوشته شده بود: «خلاصه‌ی این حکم در شناسنامه اطفال ذکر شود.» قبول دارم که نباید این موضوع از فرشته‌هام پنهان بمونه و اصلا پسرم موضوع رو خوب به یاد داره، اما آیا باید همه از این موضوع مطلع باشند؟

درج فرزندخوانده بودن در شناسنامه فقط نگرانی پدرها و مادرها نیست. کودکانی که قانون حمایت از آنها درج فرزندخواندگی‌شان را در شناسنامه الزامی دانسته است، کودکانی که این روزها در شناسنامه‌ی آنها نوشته می‌شود «این سند بر اساس قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و رای دادگاه به شماره‌ی فلان تنظیم شده است»، با دردسرهای بسیاری مواجه خواهند شد. جاهایی که لازم نیست باید درباره‌ی فرزندخوانده بودن خود توضیح بدهند. فرزندخوانده‌ی دیروزی که چنین جمله‌ای در صفحه‌ی توضیحاتش ندارد، می‌گوید.

خدا رو شکر من چنین مشکلی ندارم و شناسنامه‌ام با بقیه یکسان است. ما بچه‌ها همین جوری شکننده و آسیب‌پذیر هستیم.  امیدوارم این مشکل هم به دست شما مادران عزیزم حل شود.

این «مادران عزیز» تنها ابزارشان عشقی است که به فرزندان‌شان دارند. از هر روزنی که امیدی برای بهتر شدن زندگی فرزندان‌شان بتاباند، استفاده می‌کنند. نوشتن نامه به معاونت امور زنان و خانواده یکی از این روزن‌هاست. مادران امیدوارانه تلاش می‌کنند که نگرانی‌ها و دغدغه‌های‌شان را به خانم مولاوردی منتقل کنند و از او بخواهند راهی برای رفع نگرانی آنها بیابد. با دفتر رییس‌جمهور تماس می‌گیرند و اعتراض‌شان را می‌گویند.

پیشتر اشاره کرده بودم که شناسنامه‌‌ای با انگ فرزندخوانده بودن، پدرها و مادرها را به مسیرهای غیرقانونی گرفتن فرزند سوق می‌دهد.

می‌خواهیم اگه خدا بخواد برای فرزندخوانده اقدام کنیم. ترجیح می‌دهیم از طریق بهزیستی این کار رو بکنیم. ولی متاسفانه موانع بی‌شماری که سر راه‌مونه داره ما رو به سمت راه‌های غیرقانونی سوق می‌ده که یکی از اونها همین مورد شناسنامه است. چون با توجه به دیدگاه عموم جامعه، می‌تونه آفتی باشه برای روح این طفل‌های معصوم.

ممكن است اين موارد را هم بپسنديد!

۱۵ پاسخ

  • مهرسا۱۴ شهریور, ۱۳۹۳ در ۶:۵۴ ب.ظ

    با سلام
    صمیمانه از اینکه در این راه دشوار همراه و همگام ما هستین سپاسگزارم
    امیدوارم ثمره این تلاش ها آرامش فرشته های آسمانی ما باشه

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۵ شهریور, ۱۳۹۳ در ۱۲:۰۴ ق.ظ

      امیدوارم که با کمک هم بتوانیم آرامش را به فرزندان‌مان هدیه بدهیم.

      پاسخ دادن
  • حامد۱۵ شهریور, ۱۳۹۳ در ۹:۵۹ ق.ظ

    با سلام و تشکر از سایت خوبتون. باید قبول کنیم که با وجود مشکلات متعددی که در جامعه ما وجود داره ماها و مشکلاتمون در اقلیتیم و مردم دیگه توان درک دل‌نگرانی‌ها و همچنین شادی‌های ما رو ندارند. ولی می‌تونیم با مشارکت و همت هم و تشکیل کمپین و ارسال نامه به مقامات و رسانه‌ای کردن مشکلاتمون اولا دیگران را از مشکلاتمون آگاه کنیم و ثانیا مسایلی از جمله مشکل شناسنامه و پاسپورت را رفع کنیم. همه با هم تلاش برای خوشبختی فرشته‌هامون.

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۵ شهریور, ۱۳۹۳ در ۳:۴۸ ب.ظ

      هدف این سایت همین است که دل‌نگرانی‌ها و دغدغه‌هایمان را مطرح کنیم تا راه‌حلی جمعی برای آنها بیابیم. می‌خواهیم جامعه را نسبت به مشکلات بچه‌هایمان حساس بشوند. ما هر چه می‌خواهیم برای فرزندان‌مان است و نگران آنهاییم. امیدوارم که بتوانیم این مشکل را با کمک هم حل کنیم.

      پاسخ دادن
    • هادي۱۶ شهریور, ۱۳۹۳ در ۵:۵۵ ب.ظ

      مگه وقتی شناسنامه گرفتیم نمی تونیم پاسپورت براشون بگیریم؟

      پاسخ دادن
      • مدير سايت۱۶ شهریور, ۱۳۹۳ در ۶:۰۴ ب.ظ

        مشکل این است که قانون جدید ابهام دارد و می‌توان از آن این گونه برداشت کرد که برای هر بار تمدید گذرنامه باید اجازه دادستان را گرفت. البته ترجیح می‌دهیم که این موضوع چندان مطرح نشود، مبادا از آن در جهت ایجاد مشکلی تازه برای خانواده‌های فرزندپذیر استفاده شود. در مقاله‌ی خانواده‌ی فرزندپذیر: زندگی در بحران دراین باره توضیح داده شده است.

        پاسخ دادن
  • هادي۱۵ شهریور, ۱۳۹۳ در ۷:۰۷ ب.ظ

    با سلام
    حامد عزیز درسته که ما در اقلیت هستیم ولی کاش یکی از افرادی که در تصویب این قانون نقش داشتند هم شرایط ما رو داشت اونوقت مطمئنا چنین چیزی تو شناسنامه کوچولوهامون نوشته نمی شد.

    پاسخ دادن
  • روزبه دانشور۱۶ شهریور, ۱۳۹۳ در ۹:۰۸ ق.ظ

    بعید می‌دونم از ما کاری بر بیاد، به جز این که آرزو کنیم که درست بشه و برای شما فعالان آرزوی موفقیت کنیم! (به هر حال اگر کاری هم بر میاد، لطفن بگین)

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۱۶ شهریور, ۱۳۹۳ در ۶:۰۲ ب.ظ

      کاری که من و شما می‌توانیم بکنیم نشر این موضوع است تا دغدغه‌هایمان به گوش افرادی که می‌توانند کاری بکنند، برسد.

      پاسخ دادن
  • شمیم۲۴ شهریور, ۱۳۹۳ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    من بالاخره بعد ۶ روز دوندگی شناسنامه گرفتم ولی خوشبختانه فقط توش نوشته : این شناسنامه برابر حکم دادگاه صادر شده و این یعنی اعمال سلیقه توسط مامورین مختلف ثبت احوال . تو وبمون هم به دوستان توصیه کردم از طریق خود ثبت احوال اقدام کنیم تا یه عبارت مناسب مثل همین رو به تمام مراکزشون ابلاغ کنن .

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۲۵ شهریور, ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۸ ق.ظ

      خوشحالم که شناسنامه دلبند شما توضیح اضافی ندارد.

      پاسخ دادن
  • منصوره۲۵ مهر, ۱۳۹۳ در ۳:۳۹ ب.ظ

    سلام راستش من و همسرم از اول دوست نداشتیم صاحب بچه بشیم و با این قول با هم ازدواج کردیم . چون هر دو معتقد بودیم ” تا وقتی بچه هایی هستند که نیاز به پدر ومادردارند نیاز به پدر و مادر شدن نیست . الان هم توانایی سرپرستی رو داریم تا دوتا ( با یکی هم مخالفم! )
    تو یکی از سفرهام به یه شهر دور افتاده در خوزستان کودک بی سرپرستی که در کوچه های روستا سر گردان بود و هر از چند گاهی لقمه نانی از اهالی میگرفت و میخورد را به من پیشنهاد کردند اما واقعا مانده بودم چه کنم شناسنامه اش چه میشود . . .
    دستهای من برای فداکاری اماده اند اما فرصت نمیبام دلم میخواهد حقوق بازنشتگی ام به حساب کودکی بریزد یا اموالم پس از مرگ در اختیار اینگونه کودکان قرار گیرد . اما چه کنم قانون که قانون ارث دست و پایم را بسته است . اگر این سایت که مرام انسان دوستانه دارد راه حلی دارد در خدمتمم

    پاسخ دادن
    • مدير سايت۲۵ مهر, ۱۳۹۳ در ۸:۴۷ ب.ظ

      شما می‌توانید اموال خود را به روشی قانونی به هر فردی که بخواهید منتقل کنید. روش آن صلح عمری با اختیار فسخ است. در این روش شما اموال خودتان را به شرط استفاده تا پایان عمرتان به فرد مشخصی صلح می‌کنید. اختیار فسخ را هم برای خودتان حفظ می‌کنید و اگر خواستید آن را فسخ می‌کنید و با شخص دیگری صلح می‌کنید یا پس از فسخ آن را به مالی دیگر بدل می‌کنید و دوباره آن را صلح می‌کنید. برای جزییات بیشتر با یک وکیل مشورت کنید. اطلاعات من به صورت کلی است.
      متاسفانه راهی برای استفاده حقوق بازنشستگی شما توسط دیگری وجود ندارد.

      پاسخ دادن
  • علی پ۱۶ آبان, ۱۳۹۳ در ۴:۱۱ ق.ظ

    با سلام،
    من واقعاً نمیدونم چی بگم، اولاً ما مسلمون هستیم همه جای دین اسلام و کتاب قرآن اشاراتی شده، دیگه اینکه توی شناسنامه همچنین متنی قید شود، نه برای فرزند و نه والدین سودی دارد. تنها ضربه زدن به ریشه روح و روان والدین و دلبندانشان است. درست است که باید به فرزند گفته شود و پنهان نکرد، ولی آیا باید این مسئله توی شناسنامه اش قید شود؟ مثل این میماند که عیب کوچک مادرزادی بر صورت داشته باشی که هر دقیقه آنرا نشان کنند.
    این شخص فرزند من است، با عشق و علاقه و مهر و محبت من بزرگ میشود، در آرامش. لطفاً با این حرکتها این آرامش را از بین نبرید.
    توی شناسنامه کودکی که با سیگار جای جای بدنش سوزانده شده است چیزی نوشته شده است؟ یا کودکی که بصورت وحشیانه ای کتک خورده در حدی که استخوانهای نرمش شکست این نوشته کاری میکند؟ اختلال انساب یعنی چی؟ دیگه فرزند من است نه فرزندخوانده، قبول دارم شاید روزی برسد که محمدم بخواهد والدین بیولژیکش را پیدا کند، این تصمیم اوست نه کس دیگر. ما اینرا میدانیم و قبول کرده ایم. لطفاً در اینرابطه بیشتر فکر کنند و حرف ماها و فرزندانمان را هم بشنوند و بعد قانون صادر کنند، ما بسختی ولی با عشق و علاقه صاحب فرزند شده ایم و میخواهیم آنها رو در یک خونه گرم و صمیمی بزرگ و تربیت کنیم و تحویل جامعه بدهیم. لطفاً آرامش را از ما نگیرید.
    با تشکر
    علی پ

    پاسخ دادن
  • تی تی۲۳ مهر, ۱۳۹۵ در ۹:۳۸ ب.ظ

    چرا با این نوع نگارش وثبت درشناسنامه استرس وسرخوردگی را درکودک وخانواده اش را افزایش می دهید

    پاسخ دادن

ارسال ديدگاه

لطفا نام خود را وارد كنيد! لطفا آدرس ايميل را صحيح وارد كنيد! لطفا پيام را وارد كنيد!